9 دقیقه
کوینبیس به تردیدهای والاستریت واکنش نشان داد
مدیرعامل کوینبیس، برایان آرمسترانگ، در واکنش به منتقدانی که میگویند تحلیلگران مالی سنتی برداشت درستی از فعالیتهای صرافی ندارند، پاسخ داد. او در یک پست در پلتفرم ایکس پس از برگزاری یک نشست پرسش و پاسخ با تحلیلگران (AMA) توضیح داد که شرکت با «معضل نوآور» روبهرو است؛ معضلی که در آن بانکهای سنتی و مؤسسات مالی قدیمی در مواجهه با اختلالی که داراییهای دیجیتال و زیرساختهای کریپتو ایجاد کردهاند، دچار تردید و کندی در پذیرش میشوند.
این واکنش آرمسترانگ به عنوان پاسخی مستقیم به تحلیلگران والاستریت و رسانهها مطرح شد که در برخی موارد، عملکرد و مدل کسبوکار کوینبیس را تنها به درآمدهای معاملاتی خرد خلاصه کردهاند. آرمسترانگ تأکید کرد که تصویر کلی باید شامل خدمات نهادی، نگهداری دارایی (custody)، ابزارهای تطابق مقررات و دیگر خطوط محصولی باشد که اکنون بخش قابلتوجهی از درآمد و رشد شرکت را شکل میدهند.
پذیرش نهادی نابرابر اما رو به رشد است
آرمسترانگ با اشاره به روند پذیرش نهادی بیان کرد که تقریباً نیمی از مؤسسات بزرگ در حال تعامل با کریپتو به شکلی هستند؛ هرچند نیمی دیگر هنوز مردد یا محتاطاند. او اشاره کرد که پنج بانک از فهرست بانکهای سیستمیک جهانی (GSIB) شروع به همکاری با کوینبیس کردهاند و این نشانهای از شروع پذیرش گستردهتر خدمات نهادی تلقی میشود.
او همچنین گفت که بهبود شفافیت و وضوح مقررات نقش مهمی در تشویق مشارکت مؤسسات بزرگ دارد. با وجود این، دوقطبی شدن دیدگاهها در والاستریت به گفته آرمسترانگ، بیشتر ناشی از انگیزهها و ساختارهای درونی در نظام مالی قدیمی است که پذیرش کلاسهای دارایی نوظهور مانند بیتکوین و اتریوم را کند میکنند و نه لزوماً منعکسکننده ضعف در اصول بنیادی کوینبیس.
پذیرش نهادی نه تنها شامل نگهداری و معامله است بلکه شامل خدمات زیرساختی مثل انتشار استیبلکوین، سازوکارهای تسویه، راهکارهای بازارساز و ابزارهای مدیریت ریسک نیز میشود. این تنوع خدمات یکی از عواملی است که آرمسترانگ آن را به عنوان شواهدی از انتقال تدریجی مؤسسات به سمت راهحلهای دیجیتال-محور معرفی کرد.
معیارهای عملیاتی قوی با وجود بادهای مخالف بازار
مدیرعامل به مجموعهای از معیارهای رشد اشاره کرد تا نشان دهد که کوینبیس موقعیت بازار خود را تقویت کرده است. این شرکت گزارش داده است که حجم معاملات سالانه نسبت به سال گذشته 156 درصد رشد داشته، سهم بازار کریپتو در سال 2025 دو برابر شده، و داراییهای نگهداریشده در پلتفرم طی سه سال سه برابر شدهاند. چنین ارقامی نشاندهنده افزایش استفاده و اعتماد مشتریان هم در بخش خردهفروشی و هم در بخش نهادی است.
آرمسترانگ گفت که اکنون حدود یک دوجین خط محصول در کوینبیس وجود دارد که هرکدام سالانه بیش از 100 میلیون دلار درآمدزایی دارند؛ از جمله موجودیهای USDC و اشتراکهای Coinbase One که به رکوردهای جدیدی رسیدهاند. این تنوع درآمدی، کاهش وابستگی به کارمزدهای معاملاتی خردهفروشی را نشان میدهد و پایداری درآمد در دورههای ناپایدار بازار را تقویت میکند.
در کنار اعداد خام، او به رشد خدماتی اشاره کرد که برای نهادها طراحی شدهاند: خدمات نگهداری (custody) با استانداردهای امنیتی نهادی، ابزارهای معاملات الگوریتمی و بازارگردانی، خدمات تطابق مقررات (compliance tooling) و راهکارهای نقدینگی. این طیف وسیع خدمات، کوینبیس را فراتر از یک صرافی خردهفروشی معرفی میکند و آن را به عنوان یک سکوی زیرساختی برای اقتصاد کریپتو نشان میدهد.

آرمسترانگ همچنین روشن کرد که چگونه کنوانسیونهای حسابداری میتوانند تیترهای درآمدی را مبهم کنند. او توضیح داد که سود خالص طبق استانداردهای GAAP شامل سودها و زیانهای تحققنیافته روی داراییهای کریپتو نیز میشود؛ در حالی که در تحلیل تعدیلشده (adjusted basis) ممکن است تصویر متفاوتی از سودآوری شرکت دیده شود. به گفته او، حتی در فصل مالی اخیر و در شرایط کلان بازار نرمتر برای کریپتو، کوینبیس توانسته سودآوری تعدیلشده را گزارش دهد که ناشی از تنوع درآمد و مجموعه وسیعتری از خدمات نهادی است.
این تمایز بین سود حسابداری بر مبنای GAAP و معیارهای تعدیلشده برای سرمایهگذاران اهمیت دارد، چرا که میتواند نشاندهنده استراتژی بلندمدت شرکت برای نگهداری و توسعه محصولات زیرساختی به جای تمرکز صرف بر نتایج لحظهای بازار باشد.
انتقادها، فروش سهام و پرسشهای امنیتی
سخنان آرمسترانگ در پلتفرم ایکس واکنشهای تندی از سوی برخی کاربران و ناظران برانگیخت. عدهای به فروشهای مکرر سهام توسط مدیرعامل اشاره کردند و پرسیدند اگر او معتقد است شرکت کمتر از ارزش واقعی معامله میشود، چرا سهام بیشتری نمیخرد؟ این پرسشها فشار عمومی را بر رفتارهای معاملهای مدیران ارشد شرکتهای فهرستشده در حوزه کریپتو افزایش میدهد.
همچنین نگرانیهایی درباره اولویتبندی امنیت، انتخابهای محصولی و نحوه مدیریت هزینههای sequencer در شبکه Base و مواجهه با اتر (ETH) مطرح شد. منتقدان شرکت را متهم کردند که در اکوسیستم اتریوم قاطعیت لازم را ندارد؛ به این معنا که بهجای استیک یا نگهداری بلندمدت ETH، اقدام به کسب درآمد از کارمزدها کرده است. این موضوع به خصوص در بین کاربران و توسعهدهندگان اتریوم حساسیتبرانگیز است، زیرا نشاندهنده تفاوت در فلسفه نگهداری و مشارکت در امنیت شبکه است.
سوالات دیگری نیز مطرح شد: آیا ساختار حاکمیتی، سیاستهای افشای داخلی و چارچوبهای مدیریت تعارض منافع در کوینبیس به اندازهای شفاف و قوی هستند که اعتماد نهادی و خرد را تضمین کنند؟ پاسخ قطعی به این پرسشها مستلزم شفافیت بیشتر در زمینه تخصیص سرمایه، سیاستهای بازپرداخت سهام مدیران و گزارشهای امنیت سایبری است.
علاوه بر فشار رسانهای، این مباحث میتواند تأثیر مستقیمی بر احساسات بازار و در نتیجه قیمت سهام داشته باشد؛ زیرا سرمایهگذاران نهادی و صندوقها به دقت رفتار اجرایی و سیاستهای بازپرداخت و مدیریت ریسک را زیر نظر دارند.
چگونه کوینبیس مزیت رقابتی خود را چارچوببندی میکند
آرمسترانگ مقایسهای بین اختلالی که کریپتو در حوزه مالی ایجاد کرده و تغییراتی که شرکتهایی مانند اوبر، ایربیانبی و اسپیسایکس در صنایع خود ایجاد کردند، انجام داد. او استدلال کرد که کوینبیس در موقعیتی قرار دارد که از انتقال داراییها و زیرساختها به سمت راهحلهای دیجیتال-محور بهرهمند شود.
او فهرست در حال گسترش محصولات شرکت را شامل خدمات نگهداری، معاملات نهادی، ابزارهای مطابقت مقررات و محصولات مصرفی دانست که همه در کنار هم تصویر یک پلتفرم زیرساختی را شکل میدهند که فراتر از کارکرد یک صرافی سنتی است. این پیام به سرمایهگذاران منتقل میکند که ارزش کوینبیس در سبدی از خدمات و زیرساختها نهفته است که میتواند جریانهای درآمدی متنوع و پایدار ایجاد کند.
از منظر رقابتی، کوینبیس سعی دارد با ترکیب امنیت سطح سازمانی، تطابق با مقررات و تجربه کاربری مطلوب، مانع از اتکا مشتریان به راهحلهای جزیرهای و متمرکز شود. این رویکرد—ترکیب خدمات پروتکل-محور و مشتریمحور—میتواند به عنوان مزیتی برای جذب مؤسسات با نیازهای پیچیده توصیف شود.
این وضعیت برای سرمایهگذاران و بازار چه معنایی دارد
برای سرمایهگذارانی که صرافیهای کریپتو را رصد میکنند، داستان کوینبیس دو بعد موازی دارد: شتاب عملیاتی و شکاکیت بازار. شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) شرکت رشد ملموسی در حجم معاملات، سهم بازار و تنوع درآمد محصولی نشان میدهند. در عین حال، نگرانیهای مداوم درباره حاکمیت شرکتی، رفتار اجرایی و نحوه حسابداری داراییهای کریپتو همچنان تأثیر قابلتوجهی بر دیدگاه تحلیلگران دارد.
طیف وسیعی از عوامل بیرونی نیز روی ارزشیابی تأثیر میگذارد: تغییرات مقررات در بازارهای کلیدی، روند پذیرش از سوی بانکها و موسسات سرمایهگذاری بزرگ، نوسانات قیمت رمزارزها و اخبار امنیتی یا مربوط به نقض داده. سرمایهگذاران باید این متغیرها را در کنار عملکرد عملیاتی شرکت بررسی کنند؛ بهویژه اینکه چگونه کوینبیس سرمایه را تخصیص میدهد، چه سیاستهایی برای نگهداری و استیک داراییها دارد و چگونه ریسکهای امنیتی را مدیریت میکند.
با بهبود وضوح مقررات و افزایش تعداد مؤسساتی که استراتژیهای دارایی دیجیتال را آزمایش یا اتخاذ میکنند، روایت پیرامون کوینبیس ممکن است از «سوءبرداشت» به «تقدیر گسترده» تغییر کند؛ اما این تحول تنها در صورتی رخ خواهد داد که شرکت به شفافیت در تخصیص سرمایه، اجرای قوی سیاستهای امنیتی و تعهد بلندمدت به شبکههای کریپتو ادامه دهد.
سرمایهگذاران باید گزارشهای مالی آتی، تحولات مقرراتی و روندهای جذب مشتریان نهادی را با دقت دنبال کنند تا تعیین کنند آیا میتوان قدرت عملیاتی فعلی را به رشد پایدار و افزایش ارزش بازار تبدیل کرد یا خیر. علاوه بر این، توجه به رقبا و فناوریهای زیرساختی جدید، مانند راهکارهای لایه دوم، پلهای میانزنجیرهای و پیشرفتهای در حوزه کیفپولهای سرد و سختافزاری، برای ارزیابی مزیت رقابتی کوینبیس ضروری است.
در نهایت، تصویر بلندمدت برای سرمایهگذاران به توانایی کوینبیس در تبدیل رشد کمّی (حجم، داراییهای نگهداریشده، درآمدهای محصولی) به ارزش سازی پایدار بستگی دارد—ارزشی که بتواند تردیدهای والاستریت را کاهش دهد و اعتماد گستردهتر بازار سرمایه را جلب کند.
نکات کلیدی برای پیگیری سرمایهگذاران شامل: گزارشهای درآمدی پیش رو، شفافسازی بیشتر در مورد سیاستهای افشای مدیران و معاملات سهامی، گزارشهای امنیتی و ممیزیهای مستقل، و همچنین روند ورود بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری بزرگ به خدمات کوینبیس است. این مجموعه اطلاعات به تحلیلگران کمک میکند تا تصویر دقیقتری از ریسک و فرصت مرتبط با کوینبیس و بازار صرافیهای ارز دیجیتال بدست آورند.
منبع: crypto
نظرات
مهدی
این روندو تو کار دیدم؛ موسسات اول مرددن، بعد که یه خورده روشن شد میان انبوه. سوال فقط اینه: حاکمیت و شفافیت واقعی هست یا ظاهر سازی؟
کوینپایل
واقعاً؟ آرمسترانگ میگه درآمدها متنوع شده، ولی چرا خودش مرتب سهم میفروشه؟ شفافیت تو سیاستهای افشا لازمه ، گزارشات امنیتی رو هم بذارید
ارسال نظر