7 دقیقه
وکیل بنیانگذار بایننس اتهامات «پرداخت برای امتیاز» را رد کرد
ترزا گودی گیِیِّن، وکیل خصوصی چانگپِنگ ژائو (CZ)، بنیانگذار بایننس، با صراحت ادعاهایی را که بخشش ریاستجمهوری او را نتیجهٔ هرگونه سازوکار «پرداخت برای امتیاز» معرفی میکنند، بیاساس خواند. گیِیِّن در مصاحبهای با پادکست آنتونی پمپلیانو تأکید کرد که این اتهامات بیشتر مبتنی بر گزارشهای تأییدنشده و استنتاجهای مکرر رسانهای است تا شواهد مستند و قابل ارزیابی.
اظهارات وکیل شخصی CZ یک دفاع حقوقی و رسانهای روشن است که هم به جنبههای حقوقی پرونده و هم به نحوهٔ پوشش خبری آن میپردازد. در این مصاحبه، او با جزئیات بیشتر به تفاوت میان تخلفات نظارتی و جرایم کیفری اشاره کرد و در ادامه دربارهٔ پیامدهای احتمالی برای بازار رمزارزها، آتیه بایننس، و نقش استیبلکوینها در زنجیرههای مختلف توضیحات تکمیلی ارائه داد.
گیِیِّن: اتهامات نظارتی هستند، نه پولشویی
گیِیِّن روشن کرد که اتهامات علیه CZ مربوط به قصور بایننس در اجرای برنامههای مطابق با قوانین مبارزه با پولشویی (AML) بوده، یعنی تخلفات نظارتی که نهادهایی چون وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ)، کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) و شبکه اجرای جرائم مالی (FinCEN) بر آن نظارت دارند. او تصریح کرد که کیفرخواستها شامل اتهام مستقیم پولشویی، کلاهبرداری علیه شاکیان مشخص یا استفادهٔ شخصی از عواید ناشی از فعالیتهای غیرقانونی علیه CZ نیست.
«این یک تخلف نظارتی است. هیچ پولشویی وجود ندارد»، گیِیِّن گفت و افزود که دادستانها نباید به گونهای عمل میکردند که مسائل تطبیقی را به جرایم کیفری تبدیل کنند. او تأکید کرد که کوتاهی در پیادهسازی برنامههای AML از نظر ماهیت و پیامدها به طور معناداری با اقدامات کیفری مانند درآمدهای ناشی از جرم، ساختاردهی پولشویی یا کلاهبرداری که به قربانیان مشخص آسیب زده متفاوت است.
این تمایز فنی میتواند در روند قضایی و واکنش ناظران بازار اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا تخلفات نظارتی معمولاً به جرایم کیفری سخت و مجازاتهای متفاوت منتهی میشوند و اثرات رسانهای و اقتصادی جداگانهای بر شرکتها و مدیران آنها میگذارند.

واکنش نسبت به ارتباطات ادعایی با پروژههای مرتبط با ترامپ
چندین گزارش رسانهای رابطهٔ بخشش CZ را با شرکت World Liberty Financial و استیبلکوین USD-1 مرتبط دانستهاند و در مواردی چنین برداشت شده که این موضوع به نوعی با دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق ایالات متحده، و پروژههای رمزارزی نزدیک به او ارتباط دارد. گیِیِّن این پیوندها را رد کرد و گفت که هیچ مدرک قابلاعتمادی مبنی بر اینکه World Liberty Financial «شرکت ترامپ» است یا اینکه حضور USD-1 روی زنجیرهٔ بایننس نشاندهندهٔ ارتباط ویژه یا نامشروعی است وجود ندارد.
گیِیِّن با ارجاع به مثال ملموسی گفت: «فقط به خاطر اینکه من چیزی را در یک سایت آگهی فهرست میکنم، به معنای داشتن رابطهٔ خاص با مدیرعامل آن سایت نیست.» او متذکر شد که USD-1 روی چندین بلاکچین وجود دارد و توسط صرافیهای دیگر نیز فهرست شده است، بنابراین لیستشدن در زنجیرهٔ بایننس به خودی خود دلیلی بر هرگونه رابطهٔ ویژه محسوب نمیشود.
در تحلیل حقوقی و روابط شرکتی، وجود توکن یا استیبلکوین بر روی یک زنجیره یا فهرستشدن در یک صرافی بینالمللی اغلب به خودی خود دلیلی بر تبادل امتیازات یا مفاهیم «پلیتوپلی» (pay-to-play) محسوب نمیشود؛ بلکه نیاز به مدارک بیشتر و بررسی زنجیرهٔ مالکیتی و تراکنشها دارد.
منابع رسانهای و نگرانیها دربارهٔ اطلاعات نادرست
گیِیِّن از اتکای برخی رسانهها به گزارشهای دوم و سومدستی انتقاد کرد و الگویی را توصیف نمود که در آن خبرگزاریها ادعاها را تکرار میکنند در حالی که منبع اولیه بررسی نمیشود. او این شیوهٔ کار را خطرناک خواند زیرا میتواند منجر به انتشار اطلاعات نادرست یا اغراقآمیز شود که بر نظر عمومی و تصمیمگیری ناظران تأثیر منفی میگذارد.
«شما میبینید یک گزارش رسانهای، گزارشی دیگر را نقل میکند که آن هم گزارش دیگری را نقل کرده است، و هیچ مبنای محکمی جز منابع نزدیک به فردی وجود ندارد که غالباً به معنای منبع ضعیف است»، گیِیِّن گفت. این نکته اهمیت خبرنگاری تحقیقی، بررسی سوابق و دسترسی به اسناد رسمی و شهادتهای موثق را برجسته میسازد، خصوصاً در پروندههایی که همزمان جنبههای حقوقی، نظارتی و سیاسی دارند.
در فضای رمزارز که سرعت انتشار خبر و شایعه بسیار بالاست، چالش یافتن منابع قابل اتکا برای گزارشهای تحلیلی و خبری از اهمیت ویژهای برخوردار است. خوانندگان و فعالان بازار باید به تفاوت میان شایعه، گزارش رسانهای غیرموثق و سند رسمی دقت کنند تا از تأثیرگذاری اطلاعات ناقص یا مغرضانه بر تصمیمات سرمایهگذاری و دیدگاههای عمومی جلوگیری شود.
افراد عمومی و ادعاهای نادرست
وکیل همچنین به اظهارات خاص برخی شخصیتهای عمومی واکنش نشان داد و از جمله به سناتور الیزابت وارن اشاره کرد که به گفتهٔ گیِیِّن، اظهارات او رکورد CZ را نادرست معرفی کرده است. گیِیِّن به شنوندگان یادآوری کرد که متهمکردن فردی به جرایمی که هرگز به آنها محکوم نشده، بیمسئولیتی است و میتواند بحث عمومی پیرامون تنظیم مقررات رمزارز و اجرای قوانین را دگرگون کند.
تأکید گیِیِّن بر لزوم دقت در اظهارات عمومی، مخصوصاً زمانی که افراد تأثیرگذار سیاسی یا رسانهای هستند، به اهمیت پاسخگویی و شفافیت در بحثهای سیاستگذاری رمزارزی اشاره دارد. چنین اظهاراتی میتواند بر روند سیاستگذاری، واکنش بازار و حتی رویههای قضایی تأثیر بگذارد.
زمینه تاریخی: بخششها و رهبران صنعت رمزارز
گیِیِّن بخشش ریاستجمهوری CZ را در یک چارچوب تاریخی و حقوقی وسیعتر قرار داد و یادآور شد که مدیران و شرکتهای دیگری در صنعت رمزارز نیز در گذشته از امتیازاتی مانند بخشش یا سازشهای قضایی برخوردار شدهاند. او به مورد آرتور هایز، مدیرعامل سابق بیتمکس (BitMEX)، و پیامدهای قضایی مرتبط با آن شرکت اشاره کرد و همچنین مثال تاریخی راس ألبریخت (Ross Ulbricht) را برای نشاندادن این نکته آورد که بخششهای ریاستجمهوری محدود به یک صنعت خاص نیستند.
بیان این مثالها به درک این کمک میکند که بخششهای ریاستجمهوری را باید در متن امتیازات قضایی، فشارهای سیاسی و تاریخ حقوقی گستردهتر تحلیل کرد. این رویکرد تحلیلی نشان میدهد که چنین اقدامات اجرایی میتواند دلایل متعددی داشته باشد که لزوماً به یک فصل یا صنعت خاص تعلق ندارد، و تحلیلهای سطحی رسانهای اغلب نکات فنی مهم را نادیده میگیرند.
آینده بایننس و نظارت مستمر بر انطباق
گیِیِّن تأیید کرد که CZ به رهبری عملیاتی بایننس باز نخواهد گشت و بار دیگر خاطرنشان کرد که صرافی تحت محدودیتهای نظارتی گستردهای به کار خود ادامه میدهد. بایننس همچنان تحت نظارت یک مانیتور خزانهداری ایالات متحده است و با محدودیتها و الزامات اجرایی از سوی نهادهایی مانند DOJ، CFTC، FinCEN و OFAC روبهرو است. همچنین این صرافی از ارائه خدمات به مشتریان خرد آمریکایی منع شده و باید معیارهای انطباقی سختگیرانهای را رعایت کند تا ناظران بینالمللی شرایط آن را ارزیابی کنند.
این نوع نظارت چندجانبه نشان میدهد که صرافیهای بزرگ بینالمللی ناچار به ایجاد ساختارهای قویِ انطباق، گزارشدهی تراکنشها، فرآیندهای KYC (شناسایی مشتری) و سیستمهای ردگیری تراکنشها هستند تا از تطابق با قوانین ضدپولشویی و تحریمها اطمینان حاصل کنند. پیامد عملی برای بایننس میتواند شامل تغییرات ساختاری در حاکمیت شرکتی، جداکردن عملیات در حوزههای قضایی مختلف و تقویت تیمهای قانونی و انطباقی باشد.
پیامدها برای بازار رمزارز و احترام به انطباق
این مصاحبه دو پیام اصلی را برای صنعت رمزارز برجسته میسازد: اهمیت برنامههای قوی AML و انطباق برای صرافیها و صادرکنندگان استیبلکوین، و ضرورت گزارشدهی دقیق، مبتنی بر شواهد و مستند در مورد تحولات حقوقی و سیاسی مؤثر بر بازار. همانطور که استیبلکوینهایی مانند USD-1 در چندین بلاکچین گردش دارند و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) گسترش مییابد، هم ناظران و هم صرافیها باید روی پیشگیری از تأمین مالی غیرقانونی تمرکز کنند، در حالی که از نوآوری مشروع در فضای رمزنگاری حمایت میکنند.
برای فعالان بازار و ناظران، سخنان گیِیِّن یادآوری میکند که برچسبهای حقوقی اهمیت دارد: تخلفات نظارتی پیامدهای متفاوتی نسبت به اتهامات کیفری مانند پولشویی یا کلاهبرداری دارند. این تمایز برای نحوهٔ قضاوت دادگاهها، رفتار نهادهای نظارتی و نگرش عمومی نسبت به پروندههایی که شامل اپراتورهای بزرگ صرافی و بنیانگذاران صنایع میشود، مرکزی خواهد بود.
رویکرد دقیقتر به موضوعات فنی مثل مکانیسمهای رصد تراکنشهای درونزنجیرهای، همکاری بینالمللی برای تبادل اطلاعات مالی، و استانداردسازی قوانین استیبلکوینها میتواند به کاهش مخاطرات و افزایش اعتماد در بازار کمک کند. در عین حال، رسانهها و تحلیلگران باید از گزارشدهی شتابزده بپرهیزند و به دنبال منابع اولیه و اسناد رسمی باشند تا از انتشار اطلاعات ناقص جلوگیری شود.
در پایان، اعلام موضع وکیل CZ نه تنها یک دفاع قانونی است، بلکه پنجرهای است به پیچیدگیهای حقوقی و نظارتی در تقاطع فناوری رمزارز، سیاست عمومی و رسانه. این پرونده نمونهای است از چالشهای پیشِ روی صنعت در ساماندهی انتظارات قانونی و توسعهٔ چارچوبهای انطباقی که هم نوآوری را پشتیبانی کند و هم خطرات سوءاستفاده را کاهش دهد.
منبع: crypto
نظرات
مهران
برداشت وکیل منطقیه، تفاوت تخلف نظارتی و جرم کیفری مهمه. ولی رسانه ها باید مسئول تر باشن، شتاب زده گزارش ندن. بازار هم حساسه، باید شفافیت بیشتر
کوینیکس
این داستان واقعا پیچیده ست، اما هنوز مدرک قوی ندیدم. اگه فقط گزارش رسانهایه، چرا همه سریع حکم صادر میکنن؟ شک دارم..
ارسال نظر