8 دقیقه
اعلام خروج سناتور سینتیا لامیس از مجلس سنا
سیناتور ایالت وایومینگ، سینتیا لامیس، که سالها بهعنوان یکی از صریحترین مدافعان بیتکوین و سیاستهای سازگار با رمزارز شناخته میشد، اعلام کرده است که در انتخابات بعدی مجلس سنا شرکت نخواهد کرد. این تصمیم نقطهپایانی است برای فصل قانونگذاریای که از سال 2021 آغاز شد و پرسشهایی بنیادی در مورد مسیر حمایت سیاسی از بیتکوین و چارچوبهای قانونگذاری رمزارز در واشینگتن ایجاد میکند. خروج یک چهرهٔ مشخص که بهطور مداوم از سیاستهای حامی رمزارز دفاع کرده است، علاوه بر پیامدهای سیاسی، میتواند بر چشمانداز قانونگذاری، لابیگری و اعتماد سرمایهگذاران تاثیر بگذارد. در سطح ایالتی، وایومینگ طی سالهای اخیر بهعنوان یکی از پیشگامان سیاستهای رمزارزی مطرح شده و حضور لامیس بهعنوان نمایندهٔ یک ایالت علاقهمند به فناوریهای بلاکچین، برای جامعهٔ بیتکوین مهم بود. همزمان، در سطح فدرال نهادهای نظارتی مانند SEC، CFTC و وزارت خزانهداری نقش مهمی در تعیین چارچوبهای اجرایی و انتشار دستورالعملها داشتند؛ تصمیم لامیس میتواند نقش واسطهای که بین صنعت و نهادهای سیاستگذار برقرار کرده بود را تغییر دهد و لابیهای صنعتی، گروههای دفاع از حقوق بلاکچین و شرکتهای فعال در حوزه رمزارز را وادارد تا راهبردهای جدیدی برای حفظ و تقویت حمایت سیاسی تدوین کنند. برای سرمایهگذاران بیتکوین، توسعهدهندگان بلاکچین و شرکتهای استارتاپی، این خبر ضرورت بازنگری در برنامههای تعامل با قانونگذاران، تقویت ارتباط با قانونگذاران ایالتی و ملی، و افزایش شفافیت فنی و حقوقی را برجسته میسازد. در ادامه، نقش لامیس در سیاستگذاری رمزارزی، پیامدهای بازار و نظارتی خروج او و گامهای ممکن برای حامیان رمزارز را بهتفصیل بررسی میکنیم تا تصویر جامعتری از تاثیرات سیاسی و اقتصادی این تحول ارائه شود.
نقش لامیس در سیاست رمزارزی ایالات متحده
لامیس از جمله اولین نمایندگان منتخب بود که بهصورت علنی از بیتکوین حمایت کرد و بیتکوین را بهعنوان یک دارایی راهبردی بلندمدت معرفی نمود؛ او حتی ایدهٔ ایجاد «ذخیرهٔ استراتژیک بیتکوین در ایالات متحده» را مطرح کرد که در میان طرفداران بیتکوین بازتاب زیادی داشت. در طول دورهٔ حضورش در سنا، لامیس در تدوین و پشتیبانی از طرحها و لایحههایی نقش داشت که هدف آنها تسهیل رشد صنعت رمزارز، روشنسازی قواعد حقوقی و کاهش ابهامات برای بازیگران بازار بود. تمرکزهای کلیدی پیشنهادات و حمایتهای او شامل تعریف روشنتر مفاهیم داراییهای دیجیتال، توسعهٔ چارچوبهای نظارتی متوازن بین SEC و CFTC، تسهیل دسترسی شرکتهای رمزارزی به خدمات بانکی، و ایجاد قواعد شفاف برای نگهداری و مدیریت داراییهای دیجیتال بود. چنین رویکردی برای جذب سرمایهگذاران نهادی و حمایت از توسعهٔ زیرساختهای مالی مبتنی بر بلاکچین اهمیت داشت. لامیس همچنین با تاکید بر آموزش قانونگذاران و ارائهٔ تحلیلهای فنی دربارهٔ مکانیزمهای اجماع، امنیت کیفپولها و مدلهای اقتصادی توکنها، تلاش کرد شکاف دانش میان قانونگذاران سنتی و جامعهٔ فناوری را کاهش دهد؛ این رویکرد آموزشی-قانونی به شکلگیری گفتگوهای تخصصیتر در کنگره کمک کرد. توجه او به موضوعاتی مانند قوانین مالیاتی مرتبط با رمزارز، شرایط نگهداری (custody) در موسسات مالی، و نیاز به یک چارچوب حمایتی برای استارتاپهای بلاکچینی، موجب شد گروههای صنعتی و فعالان بازار به لامیس بهعنوان یک متحد قابل اتکا بنگرند. اثرگذاری او فراتر از حمایتهای لفظی بود: مشارکت در فرمولبندی سیاست، تعامل با نهادهای نظارتی و همکاری با همکاران سناتور برای ارائهٔ اصلاحات قانونی از جمله جنبههای مشهود کار او در سیاستگذاری رمزارزی آمریکا بودند. در نهایت، نقش لامیس را میتوان بهعنوان یک پیوند میان جامعهٔ بیتکوین، قانونگذاران فدرال و سیاستهای ایالتی ارزیابی کرد که خروجش شکافهایی را در این پیوند بهوجود میآورد و نیاز به جایگزینها یا سازوکارهای جدید برای ادامهٔ این گفتگوها را افزایش میدهد.

پیامدهای بازار و نظارتی
خروج لامیس میتواند چشمانداز سیاسی پیرامون لابیگری رمزارزی و روند شکلگیری سیاستها را دگرگون کند. اگرچه یک سناتور بهتنهایی قادر به تعیین کامل مسیر قانونگذاری در سطح فدرال نیست، اما از دست دادن یک صدای ثابت و مشخص طرفدار بیتکوین در سنا عدم اطمینان را برای سرمایهگذاران، توسعهدهندگان و شرکتهای صنعت افزایش میدهد. در کوتاهمدت، بازارهایی که نسبت به سیگنالهای قانونگذاری حساساند ممکن است نوسان بیشتری را تجربه کنند؛ این نوسانات میتوانند ناشی از تجدید ارزیابی ریسک سیاستی توسط سرمایهگذاران و همچنین بازنگری در انتظارات برای تصویب یا رد مقررات مشخص باشند. از منظر نظارتی، فقدان یک مدافع ثابت میتواند زمینه را برای رویکردهای سفت و سختتر یا تفسیرهای سختگیرانهتر از قوانین موجود فراهم کند؛ بهویژه هنگامی که نهادهایی مانند SEC بر اجرای قوانین بازار و حفاظت از سرمایهگذاران تمرکز میکنند. تضاد نظرات میان SEC و CFTC دربارهٔ طبقهبندی توکنها و دامنهٔ اختیارات هر نهاد میتواند پررنگتر شود، مگر اینکه کنگره یا دادگاهها راهحلهای حقوقی مشخصی ارائه دهند. علاوه بر این، مباحث مرتبط با استیبلکوینها، مقررات ضدپولشویی (AML) و شفافیت تراکنشها، دسترسی مؤسسات مالی سنتی به خدمات رمزارزی و قانونگذاری استخراج (ماینینگ) از جمله حوزههایی هستند که تحت تاثیر تغییر در پویش سیاسی قرار خواهند گرفت. گروههای لابی مانند Coin Center، Blockchain Association و اتاقهای بازرگانی دیجیتال احتمالأ تلاش خواهند کرد تا خلا ناشی از خروج لامیس را با افزایش تعاملات فشرده با قانونگذاران دیگر، تقویت مستندات فنی و ارائه تحلیلهای اقتصادی پر کنند؛ این نوع فعالیتها برای کاهش عدم قطعیت و ترس بازار اهمیت دارد. برای سرمایهگذاران و توسعهدهندگان، پیگیری نزدیک بیانیههای قانونگذاران، تحلیل عملکرد نهادهای نظارتی، و تعامل با گروههای صنفی میتواند به مدیریت ریسک کمک کند. از منظر بلندمدت، خروج یک حامی میتواند فضا را برای ظهور رهبران جدید باز کند؛ افرادی که ممکن است رویکردهای متفاوتی در ترکیب حمایت با مقررات داشته باشند، که این خود یک فرصت برای شکلدهی مجدد گفتگوهای سیاستی است. در مجموع، واکنش بازار و نهادهای نظارتی به این تغییر به سرعت و جهتگیری جایگزینهای سیاسی و واکنشهای گروههای صنعتی وابسته خواهد بود.
گامهای بعدی برای حامیان رمزارز
برای حامیان بیتکوین و جامعهٔ رمزارز، تلاش برای یافتن یا پرورش چهرههای جدید در میان اعضای کنگره اهمیت کلیدی دارد؛ این افراد میتوانند نمایندگان ایالتی یا فدرال با پیشزمینهٔ فناوری، اقتصاد یا حقوق باشند که حاضر باشند نقش حمایتی از صنعت را برعهده بگیرند. همزمان، تقویت ائتلافها بین گروههای صنعتی، مؤسسات پژوهشی، دانشگاهها و دولتهای ایالتی راهبردی است. وایومینگ خود نمونهای از سیاستگذاری نوآورانه در سطح ایالتی است و تجربهٔ تعامل میان سیاستگذاران ایالتی و بازیگران صنعت میتواند الگویی برای سایر ایالات باشد. استراتژیهای عملی که میتوانند به حفظ شتاب حمایتی کمک کنند عبارتاند از: 1) افزایش تلاشهای آموزشی برای قانونگذاران و کارکنان کمیتهها تا فهم فنی نسبت به فناوری بلاکچین و مدلهای اقتصادی توکنها افزایش یابد؛ 2) تدوین بستههای پیشنهادی قانونی مشخص و فنی که شامل تعاریف روشن، چارچوبهای نظارتی معقول، و راهکارهای تطبیق با قوانین مالیاتی و مبارزه با پولشویی است؛ 3) توسعهٔ برنامههای شفاف برای رعایت مقررات و ارتقای اعتماد عمومی، از جمله اجرای استانداردهای امنیتی کیفپول و مدیریت ریسک؛ 4) تمرکز بر راهحلهای عملی برای مسائل بانکی و دسترسی به سیستمهای مالی برای شرکتهای رمزارزی؛ 5) ایجاد نمونههای اولیهٔ پروژههای دولتی-خصوصی یا طرحهای آزمایشی (regulatory sandboxes) برای آزمایش فناوریها در محیطهای کنترلشده؛ و 6) همکاری منطقهای و بینالمللی برای همسوسازی قواعد و جلوگیری از تناقضهای نظارتی که میتواند رشد صنعت را مختل کند. برای سرمایهگذاران بیتکوین و شرکتها، حفظ شفافیت در موضوعات مالیاتی، رعایت قوانین AML/KYC، و تقویت تیمهای حقوقی و روابط عمومی اهمیت دارد تا در مواجهه با تغییرات قانونی توانمند باقی بمانند. همچنین، آموزش فنی برای توسعهدهندگان و توضیح مزایا و ریسکهای اقتصادی فناوریهای جدید میتواند به پذیرش بهتر در سطوح تصمیمگیری کمک کند. در نهایت، خروج سینتیا لامیس، هرچند یک تغییر قابل توجه است، اما بهعنوان یک نقطهٔ عطف میتواند انگیزهٔ بازسازی راهبردهای سیاستگذاری، تقویت گفتگوهای تخصصی و ایجاد شبکههای جدید از حمایتکنندگان برای حفظ رشد بازار بیتکوین و سایر رمزارزها عمل کند. با یک برنامهریزی هماهنگ، همکاری میان صنایع و ارائهٔ مستندات فنی-قانونی قوی، جامعهٔ رمزارز قادر خواهد بود از این مرحله عبور کند و چارچوبهای قانونی پایدارتری را شکل دهد.
منبع: smarti
نظرات
آرمان
ممکنه یه فرصت باشه ولی نگرانم که رگولاتورها سختتر بشن. گروههای صنعتی باید متحد شن و مستندات فنی قویتر ارائه بدن، عجله لازمه
دیتاپالس
واقعاً؟ لامیس میره؟ شوکه شدم… وایومینگ بدون چهره پرنفوذ سخت میشه برا بیتکوین، باید کی جایگزین بشه؟
ارسال نظر