5 دقیقه
ادعای سامانی: وب۳ مرده است اما رمز ارزها هنوز زندهاند
ارزیابی صریح کایل سامانی، که گفته «وب۳ مرده است» و تنها دیفای و دیپین باقی ماندهاند، بحث مهمی را دربارهٔ محل واقعی ارزش بلاکچین از سر گرفته است. همبنیانگذار مالتیکوین این نظر را در ایکس در ۱ ژوئن ۲۰۲۶ منتشر کرد و وب۳ را برچسبی بازاریابی خواند که معنای عملی خود را از دست داده، و در عین حال بر امور مالی غیرمتمرکز و شبکههای زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز بهعنوان بخشهایی که هنوز ارزش قابل اندازهگیری تولید میکنند، تاکید کرد.
زمینه: کایل سامانی کیست؟
سامانی سرمایهگذاری برجسته است که با سولانا، هلیوم و سایر بازیگران زیرساخت رمزارزی مرتبط است. اگرچه او اوایل ۲۰۲۶ از وظایف روزمره در مالتیکوین کنارهگیری کرد، همچنان در این صنعت فعال است و با فوروارد اینداستریز همکاری دارد. دیدگاه او نزد توسعهدهندگان و ناظران نهادی که زیرساختهای رمزارزی، اقتصاد توکنی و پذیرش بازار را دنبال میکنند، وزن قابل توجهی دارد.
منظور سامانی از دیفای و دیپین چیست
دیفای (امور مالی غیرمتمرکز) شامل خدمات مالی بومی بلاکچین است: وامدهی، معامله، سازندگان بازار خودکار، استیبلکوینها، راهکارهای نگهداری و پروتکلهای قابل ترکیب. پیشنهاد ارزشی دیفای دسترسی بدون مجوز به ابزارهای مالی است که میتوانند بدون واسطههای سنتی اجرا شوند.
.avif)
دیپین چیست؟
دیپین مخفف شبکههای زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز است. این پروژهها سختافزار و خدمات دنیای واقعی — شبکههای بیسیم، ذخیرهسازی توزیعشده، محاسبات لبه، حسگرهای اینترنت اشیاء و زیرساختهای مشابه — را به مشوقهای توکنی مبتنی بر بلاکچین متصل میکنند. بهجای تنها ساختن اپلیکیشنها و جوامع دیجیتال، دیپین تلاش میکند اقتصاد توکنی را با کالاها و خدمات ملموس در دنیای واقعی همراستا کند.
چرا این بخشها هنوز اهمیت دارند
استدلال سامانی این نیست که رمزارز به پایان رسیده است، بلکه او میگوید برچسب گسترده وب۳ دیگر مکان شکلگیری ارزش واقعی را توضیح نمیدهد. دیفای همچنان کارایی شفاف در زنجیره نشان میدهد: نقدینگی، قراردادهای مالی برنامهپذیر و مسیرهای تسویه نوآورانه. در همین حال، دیپین اقتصاد بلاکچین را با زیرساخت فیزیکی پیوند میدهد و موارد استفاده قابل اندازهگیری و درآمدزا ایجاد میکند، نه صرفاً جوامع توکنی سفتهبازانه.
تحقیقات بازار اخیر از این تمرکز پشتیبانی میکنند. بانکهای بزرگ و تحلیلگران، توکنیزهسازی، استیبلکوینها و محصولات دارای پشتوانه دارایی را بهعنوان مرحله بعدی رشد در زنجیره مطرح میکنند، در حالی که پروتکلهای بالغ دیفای در موقعیتی قرار دارند که جریانهای نهادی افزایشیافته و فعالیت داراییهای توکنیشده را مدیریت کنند.
نشانههای بازار: توکنیزهسازی، ایتیافها و استیبلکوینها
علاقه نهادی به رمزارز ترکیب محصولات را به سمت ابزارهای تنظیمشده سوق داده است: ایتیافها، داراییهای توکنیشده و استیبلکوینهای دلاری. بانک استاندارد چارترد و دیگر شرکتها رشد قابلتوجهی در داراییهای توکنیشده تا ۲۰۲۸ پیشبینی کردهاند و بسیاری انتظار دارند مسیرهای ورود تنظیمشده بر زیرساختهای دیفای تکیه کنند تا خدمات تسویه، نقدینگی و نگهداری را در زمانی که بازارهای توکن بالغ میشوند، فراهم کنند.
نقش فایننس سنتی و بحث هویت
مدیرعامل استارکور و یکی از بنیانگذاران زدکش، الی بنساسون هشدار داده است که رمزارز با فشاری هویتی روبهرو است، چرا که بازیگران نهادی وارد میشوند و برخی از کهنهکاران اولیه این حوزه خارج میشوند. این تنش بازتابدهنده هزینهفرصتهای واقعی است: مشارکت فایننس سنتی نقدینگی، تطابق با مقررات و قدرت توزیع را میآورد، اما همچنین روایت ضدفرهنگی نگهداری شخصی و شبکههای باز که رمزنگاری اولیه را تعریف میکرد، را به چالش میکشد.
برای سازندگان، سؤال محوری عملی میشود: آیا پروژههای رمزارزی میتوانند در بازارهای واقعی مفید باشند؟ پست سامانی میگوید امور مالی و زیرساخت واضحترین پاسخها را ارائه میکنند، در حالی که وعدههای مبهمی که زمانی با وب۳ همراه بود نتوانستهاند به تناسب محصول-بازار جهانی تبدیل شوند.
این برای توسعهدهندگان، سرمایهگذاران و کاربران چه معنا دارد
- توسعهدهندگان باید به کارایی در زنجیره که مستقیماً با نتایج قابل اندازهگیری در دنیای واقعی مطابقت دارد اولویت دهند: ابزارهای پایه مالی، قابلیت تعامل و توکنهای زیرساختی که هزینه خدمات ملموسی را پرداخت میکنند.
- سرمایهگذاران به طور فزاینده پروتکلها را بر اساس مدلهای درآمدی، وضوح مقررات و میزان پذیرش قابل اندازهگیری ارزیابی خواهند کرد تا بهجای هیجان پیرامون روایتهای کلی وب۳.
- کاربران سود میبرند وقتی توکنها با خدمات قابل استفاده همراستا باشند: تسویه ارزانتر، شبکههای مقاومتر یا ظرفیت جدید زیرساخت که از طریق اقتصاد توکنی بومی تأمین مالی میشود.
نتیجهگیری: تمرکز بر ارزش قابل اندازهگیری
بحث درباره مرده بودن وب۳ در نهایت واژگانی است. آنچه برای مرحله بعدی رمزارز اهمیت دارد، کارایی قابل اثبات است. در حال حاضر دیفای و دیپین ملموسترین مسیرها به سوی ارزش در زنجیره را ارائه میدهند: امور مالی برنامهپذیر و زیرساختهای توکنیشده که قابل اندازهگیری، درآمدزایی و مقیاسپذیری هستند. با گسترش سرمایه نهادی و پروژههای توکنیزهسازی، احتمالاً صنعت همچنان آزمایش خواهد کرد که کدام مدلهای درونزنجیره در بازارهای واقعی دوام میآورند و کدام برچسبها با گذشت زمان کمرنگ میشوند.
منبع: crypto
نظرات
دیتاپالس
آیا واقعا وب3 مرده؟ دیفای و دیپین جذابن ولی نهادها که وارد بشن همه چیز عوض میشه، نگرانم...
ارسال نظر