9 دقیقه
فروپاشی BIP-110 و معنای آن برای ارتقاهای بیتکوین
توسعهدهندگان بیتکوین و ناظران اکوسیستم در اوت ۲۰۲۶ آگاه شدند که فعالسازی سافتفورکها در شبکه بهطور قابلتوجهی دشوار شده است. تلاش ناموفق اخیر برای معرفی BIP-110 — سافتفورک موقتی کاهش داده — مشکلات هماهنگی و اجماع را نشان داد که حتی تغییرات سازگار با گذشته و کوچک را نیز مسدود میکند. پل سزتورک، خالق ایده Drivechain و مدیرعامل LayerTwo Labs، استدلال میکند که الگوی فعالسازیهای ناموفق از زمان Taproot به این معناست که بیتکوین عملاً در آینده نزدیک قادر به تصویب سافتفورکهای جدید نخواهد بود.
با BIP-110 چه رخ داد؟
BIP-110 قصد داشت محدودیتهای موقتی بر برخی انواع دادههای غیرمالی در تراکنشهای بیتکوین اعمال کند. این پیشنهاد هفت قید اجماعی را پیشنهاد میداد که قرار بود برای تقریبا یک سال (۵۲,۴۱۶ بلاک) اجرا شود. تدابیر فنی کلیدی شامل محدودیت ۸۳ بایتی برای خروجیهای OP_RETURN، محدودیت ۲۵۶ بایتی برای برخی pushهای داده و محدودیتهایی که برخی ساختارهای مرتبط با Taproot را تحتتأثیر قرار میداد، بود.
در مکانیسم فعالسازی داوطلبانه پیشنهاد، ماینرها باید در یک بازه سختی ۲,۰۱۶ بلاکی حمایت خود را از سافتفورک علامتگذاری میکردند. BIP-110 تنها ۵۱ بلاک حامی در آن بازه ثبت کرد — حدود ۲.۵۳ درصد حمایت ماینرها — که بسیار کمتر از آستانه مورد نیاز بود. هنگامی که نودهای اعمالکننده BIP-110 شروع به رد کردن بلاکهای بدون علامت در بلاک ۹۶۱,۶۳۲ کردند، شبکه برای مدتی تقسیم شد: شاخه اعمالکننده دو بلاک تولید کرد و سپس متوقف شد، در حالی که زنجیره غالب بیتکوین بهطور پیوسته به پردازش بلاکها ادامه داد.

چرا شاخه اقلیت متوقف شد
شاخه اقلیت سختی استخراج بیتکوین را در لحظه تقسیم به ارث برد — عدد خارقالعاده ۱۲۷.۴۸ تریلیون. با پشتیبانی تنها کسری اندک از توان هش کل که از آن شاخه حمایت میکردند، ماینرهای شاخه اقلیت قادر به ساختن بلاکها بهسرعت کافی نبودند و در نتیجه شاخه نتوانست به تنظیم سختی بعدی برسد. در نتیجه، این شاخه در بلاک ۹۶۱,۶۳۳ متوقف شد و هرگز شتاب خود را باز نیافت. دادههای عمومی نشان میداد حدود ۹۹.۸۵ درصد از توان هش روی زنجیره اصلی باقی مانده است و نشان میداد که ماینرها عملاً میتوانند با خودداری از علامتدهی یک سافتفورک را وتو کنند.
چرا این شکست یک مورد منزوی نیست
سزتورک به الگویی اشاره میکند: از زمان فعالسازی Taproot در نوامبر ۲۰۲۱، هیچ سافتفورک بعدی با موفقیت فعال نشده است. خود Taproot از مکانیسم علامتدهی ماینری Speedy Trial استفاده کرد و تغییرات بزرگی (امضای Schnorr و قواعد خرج کردن Taproot) را بدون تقسیم شبکه معرفی کرد. اما پیشنهادهای بعدی — از بازگرداندن اپکدهای کوچک گرفته تا بهروزرسانیهای ساختاریتر — به اجماع نرسیدند.
یک مثال برجسته OP_CAT است، یک اپکد که در نرمافزارهای اولیه بیتکوین وجود داشت و توسط ساتوشی در ۲۰۱۰ غیرفعال شد. بازگرداندن OP_CAT یک تغییر کد کوچک خواهد بود (گزارش شده حدود دوازده خط)، و طرفداران میگویند که این امکان را برای قراردادهای محدود (covenants)، قفلهای نگهداری (vaults)، پلها و دیگر سازوکارهای خرجکرد برنامهپذیر فراهم میکند. با این حال، حتی یک تغییر حداقلی مانند OP_CAT هم با همان مقاومت سیاسی و اقتصادی ریشهدار در مقابل پیشنهادهای بزرگتر روبهرو است.
اصطحکاک هماهنگی میان ذینفعان
فعالسازی سافتفورک نیازمند همراستایی میان چندین گروه ذینفع است: توسعهدهندگان هسته که کد را مینویسند و بررسی میکنند، ماینرها که میتوانند حمایت را علامتگذاری یا خودداری کنند، اپراتورهای نود که در نهایت قواعد اجماع را اجرا میکنند، صرافیها و سرویسهای ذخیرهسازی که دارایی کاربران را مدیریت میکنند و کاربران نهایی که باید به مسیر ارتقا اعتماد کنند. وقتی هر یک از این گروهها قانع نشوند — یا هزینههای اقتصادی یا سیاسی بالقوه را ببینند — فرایند فعالسازی با مشکل مواجه میشود.
Drivechains: بردن آزمایشها به بیرون از لایه پایه بیتکوین
Drivechains (BIP-300) جایگزینی است که سزتورک برای تغییر مکرر هسته بیتکوین پیشنهاد میکند. بهجای تحمیل ویژگیهای جدید بر لایه پایه برای همه، Drivechains امکان سایدچینهای داوطلبانه با قواعد و نرمافزار خاص خود را فراهم میآورد. کاربران میتوانند از طریق پگهای دوطرفه BTC را به سایدچینها منتقل کنند؛ هر سایدچین سپس میتواند با ویژگیهایی مثل قراردادهای هوشمند، حریم خصوصی پیشرفته یا مدلهای کارمزد متفاوت آزمایش کند.
مدل Drivechain مشابه سامانههای خارج از زنجیره موجود (Lightning) و سایدچینهای فدرال (Liquid) است به این معنا که هر زنجیره برند و نرمافزار خود را دارد. این اجازه را میدهد که کاربران و توسعهدهندگان انتخاب کنند کدام زنجیرهها را اعتماد و با کدامها تعامل کنند، که با حفظ اجماع محافظهکارانه لایه پایه، نوآوری سریعتر را در سایر بخشها ممکن میسازد.
اما BIP-300 هنوز نیاز به تغییر اجماعی دارد
Drivechains به یک سافتفورک یکبارگی نیاز دارد تا مکانیزم برداشت و چارچوب پگ دوطرفه را معرفی کند. همین نقطه واحد فعالسازی جایی است که بنبست فعلی به آن آسیب میرساند: اگر بیتکوین نتواند بهطور قابلاطمینان سافتفورکها را تصویب کند، Drivechains نمیتواند تغییر پایهای لازم برای اینکه بهعنوان یک سرویس شناختهشده شبکه وجود داشته باشد را بهدست آورد. سزتورک صریح گفته است: در غیاب یک فعالسازی سافتفورک موفق، Drivechains را نمیتوان بهعنوان یک ویژگی اجماعی بیتکوین بهکار گرفت.
انگیزههای ماینرها و بحث امنیتی پیرامون Drivechains
BIP-300 نقش مرکزی به ماینرها میدهد تا برداشتها از سایدچینها را تصویب کنند. درخواستهای برداشت در حالی در حالت انتظار میمانند که ماینرها با درج سیگنالها در بلاکهای جدید در مورد آنها رأی میدهند. اگر ماینرها بهطور جمعی یک برداشت را در پنجره رأیدهی تصویب کنند، BTC از پگ سایدچین آزاد شده و به زنجیره اصلی بازخواهد گشت.
منتقدان میترسند همدستی ماینرها میتواند سرقت یا سانسور را ممکن کند: اکثریت هماهنگشده ماینرها ممکن است برای سود یا اهداف سیاسی یک برداشت نامعتبر را تصویب کنند. طرفداران پاسخ میدهند که ماینرها انگیزه اقتصادی دارند که سایدچینهای سودآور را خراب نکنند: انجام چنین کاری درآمد کارمزد آینده را به خطر میاندازد و اعتماد بازار را تضعیف میکند. بنابراین مدل امنیتی بستگی به رابطه میان درآمدهای کارمزد سایدچین، انگیزههای ماینر و ارزش BTC قفلشده در سایدچین دارد.
بررسی محاسبات اقتصادی
برای اینکه Drivechains قابل دفاع باشد، سایدچینهای محبوب باید نسبت به ذخایر BTC در پگ دوطرفه درآمد کارمزد معنیداری ایجاد کنند. اگر جریانهای کارمزد به اندازه کافی بزرگ باشند، ماینرها از حمله به برداشتها بازداشته میشوند زیرا نابود کردن سایدچین درآمدهای آتی آنها را کاهش میدهد. کاربران باید پیش از اختصاص دادن وجوه، اقتصاد سایدچین، مدلهای اعتماد و ریسکهای عملی ناشی از کنترل ماینرها را ارزیابی کنند.
پیشنهادهای دیگر گیر کرده در بنبست اجماع
BIP-360 مثالی از پیشنهادی است که برای افزودن یک نوع خروجی جدید از طریق سافتفورک طراحی شده تا از امضاهای مقاوم در برابر محاسبات کوانتومی پشتیبانی کند. ایده این است که مسیر مهاجرت به آدرسهای مقاوم در برابر کوانتوم را بدون هاردفورک پروتکل فراهم کند. با این وجود، BIP-360 — مانند OP_CAT و بسیاری از ایدههای دیگر مورد بحث در انجمنهای فنی بیتکوین — تا زمانی که مسیر فعالسازی قابلاطمینانی پدید نیامده باشد، نظری باقی میماند.
نتیجه گستردهتر سرد شدن نوآوری در لایه پروتکل است. ارتقاهای مهم مرتبط با حریم خصوصی، برنامهپذیری و آیندهپذیری با آستانه هماهنگی بالایی مواجهاند که توسعهدهندگان و ذینفعان تاکنون نتوانستهاند به آن دست یابند.
ریسکهای عملی که توسط شکست BIP-110 برجسته شد
قسمت BIP-110 چندین ریسک عملیاتی برای کاربران و کسبوکارها را نشان داد. از جمله، پیشنهاد شامل محافظت خودکار در برابر بازپخش نبود. در سناریوی تقسیم زنجیره، تراکنشهایی که روی یک شاخه پخش میشوند ممکن است در شاخه دیگر هم معتبر باشند و این ریسک را ایجاد میکند که سکههای قبل از فورک بهطور تصادفی تکرار شده یا از دست بروند اگر کاربران اقداماتی برای جدا کردن وجوه انجام ندهند.
عملیات عظیم استخراج مستقر در ایالات متحده نیز نشان داد چگونه ماینرها میتوانند در حاکمیت تأثیر بگذارند. برخی از استخرها از مشتریان خود در مورد علامتدهی نظرسنجی کردند و مواضع عمومی دارندگان شرکتی بزرگ بر بحث تأثیر گذاشت — که نشان میدهد بازیگران استخراج و شرکتی میتوانند شکلگیری آراء مورد نیاز برای ارتقاهای بیتکوین را تحتتأثیر قرار دهند.
توسعهدهندگانی که برای شرایط اضطراری آماده میشدند حتی یک تغییر ممکن در اثبات کار را هم برای نجات یک شاخه متوقفشده با تغییر الگوریتم پیشنهاد کردند، اما چنین گزینههایی از نظر سیاسی حساس و از نظر عملیاتی پیچیدهاند. وجود کد احتمالی برای واکنش اضطراری بهتنهایی نشاندهنده خطرات بالاست هنگامی که مکانیزمهای اجماع شکست میخورند.
این برای آینده بیتکوین چه معنایی دارد
فرهنگ محافظهکار ارتقاهای بیتکوین همواره بر ایمنی، ثبات و سازگاری با گذشته تأکید داشته است. این محافظهکاری سالها به امنسازی شبکه کمک کرده، اما همچنین به این معناست که بهدست آوردن اجماع برای تغییر نیازمند معیارهای غیرمعمولی بالایی است. شکستهای مکرر در تصویب سافتفورکها نشان میدهد که این معیار ممکن است اکنون برای بسیاری از انواع بهبودهای معنادار عملاً غیرعملی شده باشد.
دو مسیر عملی میتواند به بازگشایی این بنبست کمک کند. اول، ارتقای هماهنگی و ارتباط میان توسعهدهندگان، ماینرها، صرافیها و نگهدارندگان ممکن است اصطکاک را کاهش دهد و اعتماد لازم برای ارتقاهای محدود و کمریسک را بسازد. دوم، دنبال کردن کارکردهای بیشتر خارج از زنجیره یا روی سایدچینهای داوطلب — چه Drivechains، Lightning، Liquid یا لایههای 2 مستقل — اجازه میدهد آزمایشها بدون به خطر انداختن اجماع لایه پایه انجام شود.
متعادلسازی نوآوری با ثبات شبکه
هر دو رویکرد دارای معاملههای خود هستند. هماهنگی افزایشیافته ریسک تمرکز قدرت را دارد اگر گروه کوچکی از بازیگران تصمیمها را هدایت کنند، در حالی که آزمایش خارج از زنجیره، مفروضات اعتماد و امنیت را از مدل خالص درونزنجیرهای بیتکوین جابهجا میکند. جامعه باید آن معاملهها را با دقت بسنجند.
نتیجهگیری: خط لوله ارتقا در حالت توقف و نقش Drivechains
شکست BIP-110 علامت واضحی از چالش بزرگتری است: خط لوله ارتقاهای بیتکوین برای تغییرات بهسبک سافتفورک که نیازمند توافق گستردهاند عملاً متوقف شده است. مفهوم Drivechain از پل سزتورک راهی برای آشتی بین روحیه محافظهکار شبکه و نیاز به نوآوری ارائه میدهد، با انتقال آزمایشها به سایدچینهای داوطلب. با این حال، خود Drivechains بدون یک تغییر اجماعی قابلتصویب نیستند — همان مانعی که BIP-110 را مسدود کرد.
فعلاً نقشه راه بیتکوین احتمالاً بر ارتقاهای دقیق و هماهنگشده و گسترش اکوسیستمهای داوطلبانه، سایدچین و لایه 2 تأکید خواهد کرد. این دو مسیر موازی — یکی محافظهکار و درونزنجیره، دیگری تجربی و داوطلبانه — مشخص خواهند کرد آیا بیتکوین میتواند در حالی که غیرمتمرکز بودن و امنیتی را که ارزش آن را پایهریزی میکند حفظ میکند، تکامل یابد یا نه.







نظر بگذارید
نظرات (1)
وااای، یعنی واقعا بیتکوین دیگه نمیتونه سافتفورک بزنه؟ این خیلی بزرگه، عواقبش رو هنوز خوب درک نکردیم...