8 دقیقه
ترامپ تعرفه جهانی را به ۱۵٪ افزایش داد؛ بازارها در انتظار
رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، دونالد ترامپ، در پایان هفته جاری از افزایش فوری نرخ تعرفه جهانی از ۱۰٪ به ۱۵٪ خبر داد. این اقدام که از طریق حساب اجتماعی او اعلام شد، پس از اعلام قبلی انجام گرفت که بر اساس مراجع قانونی جایگزین صورت گرفت؛ اقدامی که در پی محدود شدن استفاده او از «قانون اختیارات اقتصادی بینالمللی اضطراری» (IEEPA) توسط دادگاه انجام شد. تصمیم مربوط به تعرفه بار دیگر فضای پرچالش تجارت جهانی را پیچیدهتر کرده و توجه کارشناسان حقوقی، سرمایهگذاران و فعالان بازار جهانی را به خود جلب نموده است.
اعلام ناگهانی چنین تغییری در سیاست تعرفهای، هم از منظر حقوقی و هم از نظر اقتصادی پیآمدهای گستردهای میتواند داشته باشد؛ از تنشهای احتمالی تجاری با شرکای تجاری گرفته تا بازتاب در زنجیرههای تامین جهانی و قیمت کالاها. در عین حال، بازارهای مالی و بازار ارزهای دیجیتال (کریپتو) نیز در کوتاهمدت و میانمدت نحوه واکنش خود را نشان خواهند داد؛ واکنشی که تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله نقدشوندگی بازار، انتظارات سرمایهگذاران و شفافیت نظارتی قرار دارد.
چارچوب حقوقی استناد شده برای افزایش
تیم ترامپ اعلام کرده است که نرخ بالاتر تحت صلاحیتهای مندرج در «قانون توسعه تجارت ۱۹۶۲» (Trade Expansion Act of 1962) و «قانون تجارت ۱۹۷۴» (Trade Act of 1974) اعمال میشود و نه براساس IEEPA. این قوانین به قوه مجریه اختیارات مشخصی برای وضع تعرفه و اتخاذ تدابیر تجاری میدهند، اما تحلیلگران حقوقی تاکید میکنند که این اختیارات دارای محدویتهایی از نظر دامنه، شرایط و مدت زمان هستند.
بهطور مشخص، قوانین مزبور معمولاً امکان اقدام سریع دولتی را برای حفاظت از منافع تجاری ملی فراهم میکنند؛ اما در اغلب موارد مشروط به ارزیابیهای اقتصادی، تعیین کشورهای هدف، و تعیین بازههای زمانی مشخص برای اعمال تدابیر است. از دید دولت، این گام بهعنوان پاسخی به عدمتعادلهای مزمن تجاری و بهمنظور حمایت از تولید داخلی توجیه شده است؛ اما از منظر حقوقی و تجاری، سوالاتی درباره اختیارات اجرایی، انطباق با قوانین بینالمللی و پیامدهای متقابل از سوی شرکای تجاری مطرح است.
در کنار مسائل حقوقی، پیامدهای اقتصادی نیز حائز اهمیت است: تعرفههای بالاتر معمولاً منجر به افزایش هزینه واردات برای شرکتها و مصرفکنندگان میشوند، که میتواند فشار تورمی ایجاد کند یا زنجیره تأمین را دگرگون سازد. واکنش شرکای تجاری خارجی—از اعلام اعتراض در سازمان تجارت جهانی تا اعمال تعرفههای تلافیجویانه—نیز بهسرعت تعیینکننده مسیر اثرگذاری این تصمیم خواهد بود.
وکلاء درباره محدودیتهای تعرفه چه میگویند
آدام کوچران، وکیل حامی حوزه رمزارزها، اشاره کرده است که قوانین استناد شده دارای محدودیتهای ذاتی هستند: این مقررات معمولاً شامل کشورهایی میشوند که ایالات متحده با آنها کسری تجاری دارد، تدابیر زمانی محدود را پیشبینی میکنند و اغلب سقفهایی را برای نرخ تعرفه مجاز در یک بازه مشخص وضع میکنند. بنابراین، در عمل ممکن است نرخ ۱۵٪ با موانع حقوقی و تشریفاتی مواجه شده و در معرض بازبینی یا اعتراضات قضایی قرار گیرد.
نکته مهم آن است که اعمال تعرفهها تحت این قوانین میتواند مشمول مراحل اداری مانند تدوین آییننامههای اجرایی، دورههای مشاوره عمومی یا گزارشدهی کنگره شود. همچنین احتمال صدور دستورهای موقت از سوی دادگاهها برای تعلیق اجرای بخشهایی از دستور اجرایی وجود دارد تا زمان بررسی ماهوی موضوع در محاکم عالیتر فرا برسد. از منظر حقوق بینالملل، طرفهای متضرر میتوانند به استناد نقض تعهدات پیمانهای تجاری یا مقررات سازمان جهانی تجارت به دنبال جبران یا رفع تبعات این تصمیم باشند.
فارغ از تفسیرهای حقوقی، پرسش عملی درباره نحوه اعمال تعرفه در سطح اداری و گمرکی مطرح است: آیا این تعرفه بهطور کلی و بر تمامی واردات اعمال میشود یا بهصورت هدفمند به کالاها یا کشورهایی خاص اختصاص مییابد؟ پاسخ به این سوال تعیینکننده پیچیدگیهای اجرا، پیامدهای سیاسی-اقتصادی و واکنش بازارها خواهد بود.
بازارهای کریپتو تا حد زیادی از سر و صداها مصون ماندند
بهطور تاریخی، تغییرات ناگهانی در سیاستهای تجاری میتواند نوساناتی در بازار سهام، کالاها و بازار رمزارزها ایجاد کند. با این حال، در واکنش اخیر، داراییهای دیجیتال مقاومت نسبی نشان دادند. قیمت بیتکوین (BTC) و اتریوم (ETH) پس از اعلامیه تقریباً ثابت ماندند و ارزش کل بازار آلتکوینها تنها تحت تأثیر جزئی قرار گرفت.
دلایل این واکنش ملایم چندگانه است: بازار رمزارز در سالهای اخیر به سر و صدای ژئوپلیتیکی تا حدی عادت کرده؛ ساختار معاملاتی و عمق بازار در برخی از بخشها بهبود یافته است و سرمایهگذاران نهادی بین ریسک خبری کوتاهمدت و مولفههای بنیادی مانند پذیرش شبکه و شرایط نقدینگی کلان تفاوت قائل میشوند. علاوه بر این، وجود ابزارهای پوشش ریسک در بازار مشتقه کریپتو (قراردادهای آتی، آپشنها و محصولات ساختاری) به سرمایهگذاران امکان میدهد خطرات را بدون فروش داراییهای پایه مدیریت کنند.
لحظهای از بازار
در زمان گزارشدهی، بیتکوین در حدود ۶۸٬۰۰۰ دلار معامله میشد و اتریوم در محدوده ۱٬۹۷۶ دلار نوسان داشت. شاخص Total3 — که ارزش بازار ترکیبی آلتکوینها را بدون احتساب BTC و ETH میسنجد — کمتر از ۱٪ کاهش نشان داد و در حوالی ۷۱۳ میلیارد دلار قرار داشت. معاملهگران فردی و سرمایهگذاران نهادی بهنظر میرسد که پیام رسانهای را جذب کردهاند اما بهطور گسترده اقدام به فروش نکردهاند.
در تحلیل بیشتر اعداد بازار، حجم معاملات روزانه، شاخصهای عمق دفتر سفارشات و موجودی صرافیها نیز معیارهای مهمی هستند. حجم معاملات مشتقه در بورسهای معتبر و تفاوت قیمت بین بازارهای نقدی و آتی میتواند نشاندهنده فشار فروش یا خرید پنهان باشد. در این مورد، عدم جهش شدید در شاخصهای نوسان و حفظ سطوح نقدشوندگی به تداوم آرامش نسبی کمک کرده است.

قیمت بیتکوین بهندرت به اعلامیههای تعرفهای ترامپ در جمعه و شنبه واکنش نشان داد.
چرا کریپتو ممکن است این بار مقاومتر باشد
چند عامل میتواند واکنش محدود بازارهای رمزارز را توضیح دهد: بازارهایی که به اختلالات ژئوپلیتیکی عادت کردهاند، بهبود نقدشوندگی در بازارهای اصلی کریپتو، تنوع بیشتر بازیگران بازار (شامل نهادهای سرمایهگذاری، صندوقها و سرمایهگذاران خرد) و جداسازی بین ریسکهای خبری کوتاهمدت و معیارهای بنیادی مانند میزان پذیرش شبکه، تراکنشها و شرایط نقدینگی کلان.
علاوه بر این، توسعه زیرساختهای بازار رمزارز — از جمله سپردهگذاری نهادی، حسابهای نگهداری امن (custody)، محصولات ساختاری قابل معامله (ETP/ETF) و افزایش ابزارهای پوشش ریسک — به کاهش حساسیت آن نسبت به اخبار تکرویدادی کمک کرده است. تحلیلهای درونزنجیرهای نیز نشان میدهد که در بسیاری از دورهها، معاملهگران کوتاهمدت ظرفیت بیشتری برای جذب شوکها دارند و هولدرهای بلندمدت رفتار محافظهکارانهتری از خود نشان میدهند.
با این حال، لازم به یادآوری است که در صورت تشدید طولانیمدت منازعات تجاری یا تبدیل شدن تعرفهها به ابزار فشار سیاسی گستردهتر، عدم قطعیتهای اقتصاد کلان افزایش خواهد یافت. در آن شرایط، چرخههای ریسکپذیری (risk-on) و ریسکگریزی (risk-off) تشدید میشود و ممکن است تأثیر بیشتری بر قیمتهای داراییهای پرریسک از جمله رمزارزها داشته باشد.
از منظر فنی، معیارهایی مانند موجودی بیتکوین در صرافیها، نرخهای تامین مالی (funding rates) در بازار آتی، و شاخصهای تسلط بازار (market dominance) میتوانند پیشنشاندهنده تغییر در رفتار بازار باشند. اگر بازارها شاهد خروج دارایی از صرافیها و کاهش عرضه قابل معامله باشند، حتی در برابر اخبار منفی نیز فضای صعودی حفظ خواهد شد؛ اما اگر نقدینگی بهسرعت کاهش یابد، کوچکترین شتاب فروش میتواند نوسانات شدیدتری بههمراه آورد.
بهطور خلاصه، ترکیبی از بلوغ نسبی بازار، ابزارهای مالی متنوع و تفاوتگذاری سرمایهگذاران بین ریسکهای کوتاهمدت و عوامل بنیادی از دلایل مقاومت کنونی بازار کریپتو است، هرچند این مقاومت مطلق نیست و تابع توسعه رویدادهای سیاسی و اقتصادی است.
در افق پیش رو، بازیگران بازار باید چند عنصر کلیدی را زیر نظر داشته باشند: روندهای حقوقی مربوط به مصوبه تعرفه، آییننامهها و دستورالعملهای اجرایی که ممکن است نحوه پیادهسازی تعرفه را تعیین کند، و اینکه آیا این تعرفهها بهصورت هدفمند برای کشور یا کالایی خاص اعمال میشوند یا گسترده خواهند بود. برای معاملهگران کوتاهمدت، مدیریت ریسک و استفاده از ابزارهای هج (hedge) اهمیت دارد؛ برای سرمایهگذاران بلندمدت کریپتو، پیگیری مقررات و شرایط کلان اقتصادی ضروری است، زیرا تقاطع سیاستهای تجاری و بازارهای مالی سنتی همچنان بر حوزه رمزارز اثر میگذارد.
منبع: cointelegraph
نظرات
کوینباز
واقعاً؟ ترامپ با کدوم بهونه میتونه تعرفه رو یه شبه ببره ۱۵٪؟ اینطوری که قانونه نداره، دادگاه و WTO سریع وارد میشن احتمالا...
ارسال نظر