9 دقیقه
استیبلکوینها تخفیف حجم عظیمی دارند اما پرداختهای واقعی هنوز کوچکاند
طبق تحلیل مشترک مککینزی و Artemis Analytics، استیبلکوینها سال گذشته حدوداً ۳۵ تریلیون دلار را روی ریلهای بلاکچین تسویه کردند. اگرچه این رقم تیتر جذابی برای رشد سریع فعالیتهای آنچین است، گزارش نشان میدهد که تنها حدود ۱٪ این مجموع—معادل تقریباً ۳۸۰ تا ۳۹۰ میلیارد دلار—نمایانگر پرداختهای واقعی و نهایی کاربر مانند حوالهها، حقوق و دستمزد، پرداختهای تامینکنندگان و تسویههای بازار سرمایه بوده است. در واقع این آمار نشان میدهد که بخش عمدهای از حجمِ روی زنجیره عملکردهای مربوط به بازارهای کریپتو و انتقالات داخلی است و نه پرداختهای مصرفکننده یا تجاری روزمره.
مشخص است که این دادهها نقش استیبلکوینها را در اکوسیستم رمزارزها برجسته میکند؛ استیبلکوینهایی مانند USDC و Tether به عنوان پشتوانه نقدینگی و ابزار مبادلاتی برای معاملات و دیفای عمل میکنند. با این حال، تبدیل این نقدینگی به جریانهای پرداخت برونمرزی و حقوق و دستمزد مقیاسپذیر نیازمند زیرساختهای دقیقتر، نقدینگی فیات بهصورت یکپارچه و پذیرش گستردهتر فروشندگان و شرکتها است. برای متخصصان پرداخت و تحلیلگران بازار، این جداسازی بین حجم روی زنجیره و «کارکرد پرداختی واقعی» اهمیت بالایی دارد، چرا که تصویری روشنتر از نفوذ استیبلکوینها در اقتصاد واقعی ارائه میدهد.
حجم آنچین در برابر کارایی پرداخت در دنیای واقعی
اختلاف بین حجم گزارششده و پرداختهای واقعی ناشی از ماهیت بسیاری از تراکنشهای استیبلکوینی است. سهم بزرگی از آن ۳۵ تریلیون دلار شامل معاملات رمزنگاری، انتقالات بین صرافیها، حرکتهای خودکار پروتکلها و جریانهای دیگری است که وارد حوزه پرداختهای سنتی فروشندگان یا پرداختهای مصرفکننده نمیشوند. به عبارت دیگر، در حالی که استیبلکوینها به تأمین نقدینگی و روانسازی بازارهای کریپتو کمک میکنند، هنوز نتوانستهاند ریلهای قدیمی را برای پرداختهای روزمره برونمرزی و پرداخت حقوق بهطور گسترده جایگزین کنند.
برای ایجاد زمینه مقایسه، مککینزی بازار پرداخت جهانی را بیش از ۲ کوادریلیون دلار در سال برآورد کرده است. بنا بر این برآورد، رقم ۳۸۰–۳۹۰ میلیارد دلار مربوط به پرداختهای واقعی با استیبلکوینها تنها در حدود ۰.۰۲٪ از کل بازار پرداخت جهانی است؛ رقمی که نشان میدهد تا رسیدن به حجم تراکنش شبکههایی مانند Visa یا Mastercard راه درازی باقی است. این نسبت همچنین نشاندهنده چالشهای عملیاتی، مقرراتی و پذیرشی است که باید حل شوند تا استیبلکوینها بتوانند به عنوان زیرساخت پرداختی قابل اتکا در سطح بینالملل ظاهر شوند.
علاوه بر این، باید توجه داشت که معیار «حجم تراکنش روی زنجیره» میتواند توسط فعالیتهای حلقه بسته بازار کریپتو بهطور مصنوعی بزرگ به نظر برسد؛ جایی که نقل و انتقالات بین حسابها و قراردادهای هوشمند حجم چشمگیری ایجاد میکند بدون آنکه منجر به جریانهای واقعی ارزشی میان تجار و کاربران نهایی شود. بنابراین، جداسازی این انواع تراکنشها برای تحلیلگران، سیاستگذاران و بازیگران صنعتی که میخواهند تاثیر حقیقی استیبلکوینها بر اقتصاد را بسنجند، ضروری است.

در حال حاضر استیبلکوینها کجا استفاده میشوند
گزارش سه مورد کاربرد اصلی را شناسایی میکند که در آنها استیبلکوینها بالفعل به عنوان وسایل پرداخت عمل میکنند و در این حوزهها توانستهاند مزایای مشخصی ارائه دهند. هر یک از این بخشها الزامات فنی، نظارتی و عملیاتی خاص خود را دارد و پیشرفت در هر کدام میتواند شاخصی برای بلوغ ریلهای پرداخت مبتنی بر بلاکچین باشد.
- تسویههای شرکت به شرکت (B2B): حدود ۲۲۶ میلیارد دلار در سال؛ عمدتاً ناشی از پرداختهای تامینکنندگان، انتقالهای بین شرکتی و مدیریت نقدینگی در زنجیره تأمین. در این حوزه، سرعت تسویه، امکان برنامهریزی جریان نقدی و کاهش هزینههای حوالهای برای تراکنشهای بینالمللی، محرکهای اصلی پذیرش است. استیبلکوینها میتوانند با فراهم کردن تسویه تقریباً فوری و امکان انطباق با قراردادهای هوشمند، جریانهای پیچیده پرداخت تجاری را ساده کنند.
- پرداختهای جهانی حقوق و حوالهها: در حدود ۹۰ میلیارد دلار؛ جایی که سرعت و هزینه پایینتر میتواند برای کارگران مهاجر، شرکتهای با نیروی کار بینالمللی و خانوادههایی که از طریق حواله حمایت میشوند مفید باشد. در این بخش، موارد استفاده شامل پرداخت حقوق فرامرزی، ارسال حواله به کشورهایی با زیرساختهای بانکی ضعیف و تسویه حسابهای بین پلتفرمی است. اما نیاز به کانالهای نقدینگی فیات (شبکههای on/off-ramp)، رعایت مقررات KYC/AML و اطمینان از پذیرش محلی از موانع اصلی هستند.
- بازار سرمایه و تسویههای خودکار صندوقها: تقریباً ۸ میلیارد دلار؛ شامل تسویههای برنامهریزیشده و نهادی که از قراردادهای هوشمند برای اتوماسیون تسویه استفاده میکنند. در این دسته، استیبلکوینها میتوانند به کاهش زمان تسویه و افزایش شفافیت کمک کنند، بهویژه در فرآیندهای تسویه بین مؤسسات مالی و ابزارهای مالی توکنشده. با این حال، مسائل مربوط به شفافیت ذخایر و انطباق با چارچوبهای نظارتی همچنان نقش تعیینکنندهای در پذیرش نهادی دارند.
این بخشها نشاندهنده پذیرش اولیه استیبلکوینها در جریانهای مالی مشخص و معنادار هستند، اما بیشتر در قالب جریانهای تخصصی و نه پرداختهای خرد روزمره. شرکتهای فعال در حوزه کریپتو مانند Circle و شرکتهای پشت تتر (Tether) همواره استیبلکوینها را به عنوان جایگزینهای سریعتر و ارزانتر برای سوئیفت و دیگر سیستمهای قدیمی برونمرزی تبلیغ میکنند، در حالی که شرکتهای پرداخت سنتی مانند Visa و Stripe نیز در حال بررسی و آزمایش ادغام با ریلهای استیبلکوینی هستند تا خدمات جدید و میانبری را به مشتریان و تأمینکنندگان نقدینگی ارائه دهند.
چرا تیترها میتوانند گمراهکننده باشند
بسیاری از تیترهای اخیر حجم کل تراکنشهای استیبلکوینی را مستقیماً با شبکههای کارت مانند Visa یا Mastercard مقایسه میکنند. این قیاس یک افتراق کلیدی را نادیده میگیرد: شبکههای کارت عمدتاً پرداختهای مصرفکننده و تاجر را ثبت میکنند، در حالی که بخش قابلتوجهی از حجم استیبلکوینها داخلی بازارهای کریپتو است. در نتیجه، مجموع خام تراکنشهای آنچین ممکن است نقش فعلی استیبلکوینها در تجارت روزمره را بزرگنمایی کند.
علاوه بر این، مقایسه مستقیم حجمها بدون در نظر گرفتن تفاوتهای معنایی در نوع تراکنش—از جمله تعداد آیتمهای پرداختی واقعی، تعداد پرداختهای مصرفکننده به تاجر، میانگین ارزش تراکنش و تکرار تراکنشها—میتواند منجر به برداشتهای نادرست شود. رسانهها و تحلیلگران باید در گزارشدهی بین حجم «فنی» روی زنجیره و حجم «اقتصادی» که به مصرفکننده نهایی و زنجیره عرضه ارزش اضافه میکند، تفکیک قائل شوند تا سیاستگذاران و کسبوکارها تصمیمات آگاهانهتری اتخاذ کنند.
از منظر فنی نیز، برخی تراکنشها ممکن است چندین بار روی زنجیره ثبت شوند (مثلاً بهخاطر مراحل مختلف پردازش، بازگشت تراکنش یا تعامل بین قراردادهای هوشمند)، که این نیز میتواند عدد ناخالص را افزایش دهد بیآنکه ارزش پرداختی جدیدی ایجاد کند. تحلیلهای دقیقتر که تراکنشهای مربوط به پرداخت نهایی یا خروجی به دنیای واقعی (fiat off-ramps) را جدا میکنند، تصویر واقعیتری از نقش استیبلکوینها در پرداختها فراهم میآورد.
پتانسیل بلندمدت و مسیر مقیاسپذیری
مککینزی و Artemis تأکید میکنند که حجمهای کم فعلی پرداختها به معنای نفی پتانسیل بلندمدت استیبلکوینها نیست؛ بلکه این تحلیل یک پایه واقعی برای اندازهگیری پیشرفت فراهم میآورد. برای اینکه استیبلکوینها به عنوان راهحل پرداختی اصلی و مقیاسپذیر مطرح شوند، نیاز به پذیرش گستردهتر فروشندگان، شفافیت مقرراتی، ادغامهای نقدینگی فیات و همکاری میان ارائهدهندگان کریپتو و شرکتهای پرداخت سنتی وجود دارد. به عبارت دیگر، همافزایی بین بازیگران فینتک، صرافیها، ارائهدهندگان شبکه پرداخت و نهادهای نظارتی شرط لازم برای رشد است.
از منظر فنی، بهبود مواردی مانند سهولت اتصال on/off-rampها، ارتقای تجربه کاربری کیفپولها، کاهش هزینه تراکنشهای لایه پایه یا استفاده از لایههای ثانویه (Layer 2) میتواند سرعت و کارایی پرداختها را بهطور چشمگیری افزایش دهد. همچنین، تنوع مدلهای استیبلکوین—پشتوانهشده با فیات، پشتوانهشده با رمزارز، یا الگوریتمی—هر یک ریسکها و مزایای خاص خود را دارند که بر اعتماد کاربران و شرکا تاثیر میگذارد. شفافیت ذخایر، سیاستهای بازخرید و استانداردهای حسابرسی نقش مهمی در تقویت اعتماد نهادی و مصرفکننده ایفا میکنند.
علاوه بر فناوری، چارچوبهای نظارتی ملی و بینالمللی و همکاری با بانکها برای فراهم کردن نقدینگی فیات و مدیریت ریسکهای ضدپولشویی (AML) و مشتریپذیری (KYC) ضروری است. تنها در صورتی که قوانین روشن و سازوکارهای نظارتی پایدار وجود داشته باشند، کسبوکارها و مؤسسات مالی سنتی حاضر به پذیرش گسترده و انتقال حجمهای بزرگ پرداختی به ریلهای استیبلکوینی خواهند شد.
همانطور که بازیگران هر دو جهان—ناشران بومی کریپتو و غولهای پرداخت سنتی—برای ساخت ریلهای جدید رقابت و همکاری میکنند، ردیابی پذیرش واقعی در جهان فیزیکی (مانند حوالهها، حقوق و دستمزد و تسویههای B2B) برای ارزیابی تبدیل استیبلکوینها از «لولهکشی حجم بالا در بازار کریپتو» به «زیرساخت پرداخت جهانی قابلاعتماد» حیاتی خواهد بود. در عمل، معیارهای موفقیت باید شامل رشد تراکنشهای مصرفکننده-به-تاجر، تعداد فروشندگان پذیرنده، میزان نقدینگی فیات در شبکه و میزان تسهیلات انطباقی باشد.
در نهایت، مسیر مقیاسپذیری شامل ترکیبی از نوآوری فنی، اعتماد نهادی و ثبات نظارتی است. اگر این سه عنصر همگرا شوند، استیبلکوینها میتوانند نقش پررنگتری در پرداخت دیجیتال، تسویه بینالمللی و زیرساختهای مالی آینده ایفا کنند؛ اما تا آن زمان، ارزیابی دقیق تفاوت بین «حجم تراکنش روی زنجیره» و «ارزش پرداختی واقعی» برای درک وضعیت بازار و تصمیمگیریهای استراتژیک الزامی خواهد بود.
منبع: coindesk
نظرات
آرمین
اگر کانالهای on/off-ramp و پذیرش فروشنده حل نشه، استیبلکوینها حتی سالها هم جلو نخواهند رفت. B2B و حواله خوبه اما مصرفکننده؟ هنوز نه، خیلی چالش داره
کوینپ
واقعاً فقط ۱٪ پرداخت واقعی؟ یعنی بقیه همه جابجایی داخلی بین صرافیها و قراردادهاست؟ تیترها اینو بزرگ نشون میدن… شک دارم.
ارسال نظر