نامزدی رئیس جدید فدرال رزرو و تأثیر آن بر بازارها

نامزدی رئیس جدید فدرال رزرو و تأثیر آن بر بازارها

2 نظرات

8 دقیقه

معامله‌گران این هفته آرام و بی‌سروصدا مواضع خود را تغییر دادند. انتظاری که قبلاً کم‌رنگ بود — اینکه فدرال‌رزرو ممکن است در مارس نرخ بهره را کاهش دهد — پس از پذیرفته شدن نامزدی رئیس جدید توسط رئیس‌جمهور ترامپ برای سمت ریاست فدرال‌رزرو، به ۲۳ درصد افزایش یافت. برای بسیاری از فعالان بازار، این نامزدی یک پرسش ساده اما اساسی ایجاد کرد: آیا به‌صورت پیش‌فرض سیاست پولی ایالات متحده سفت‌تر خواهد شد؟

این تغییر قابل‌اندازه‌گیری است. داده‌های گروه CME نشان می‌دهد احتمال کاهش نرخ در مارس از ۱۸.۴ درصد به ۲۳ درصد در زمانی کوتاه افزایش یافته است. آن‌هایی که روی کاهش شرط بسته‌اند انتظار دارند حرکت محتاطانه‌ای در حد ۲۵ واحد پایه رخ دهد؛ هیچ گروه قابل‌توجهی کاهش ۵۰ واحد پایه یا بیشتر را قیمت‌گذاری نکرده است. به زبان ساده: بازار احتمال وقوع یک تسهیل هدفمند و کوچک را می‌بیند، اما حرکت بزرگ را محتمل نمی‌داند.

چرا نامزدی ریاست فدرال‌رزرو بازارها را ناآرام می‌کند

جانشینی جروم پاول صرفاً یک جابجایی پرسنلی نیست. رئیس فدرال‌رزرو لحن سیاست‌گذاری را هم در نرخ بهره و هم در ترازنامه بانک مرکزی تعیین می‌کند — ابزارهایی که ترموستات مالی اقتصاد را تنظیم می‌کنند. برخی تحلیل‌گران کوین وارش را حَزبی‌تر (hawkish) توصیف کرده‌اند؛ او عنوان کرده ترازنامه فدرال‌رزرو «تریلیون‌ها بیشتر از آن است که لازم است»، اظهارنظری که نشان‌دهنده آمادگی برای کوچک‌سازی دارایی‌های بانک مرکزی به‌جای گسترش آن‌هاست.

این وضعیت برای بازارها چه معنایی دارد؟ کوچک‌سازی ترازنامه نقدینگی را از سیستم خارج می‌کند. می‌توان نقدینگی را شبیه آب در یک شبکه لوله‌کشی تصور کرد: جریان آسان موجب روان شدن و تسهیل وام‌گیری، سرمایه‌گذاری و افزایش قیمت دارایی‌ها می‌شود؛ کاهش جریان، پیدا کردن اعتبار را دشوارتر می‌کند. برای دارایی‌های پرریسک مانند ارزهای دیجیتال و فلزات گران‌بها، کاهش نقدینگی معمولاً ظرفیت صعودی را فشرده و نوسان را تشدید می‌کند.

نیک پاکرین، تحلیل‌گر بازار رمزنگاری، واکنش بازار را به‌صراحت توصیف کرد: این نامزدی «بازارها را تا مغز استخوان لرزاند»، و به افت قیمت فلزات در اواخر ژانویه و اوایل فوریه کمک کرد. منظور او روشن است: انتظارات سرمایه‌گذاران درباره نحوه اجرای سیاست می‌تواند قبل از هر اعلام رسمی فدرال‌رزرو، قیمت‌ها را حرکت دهد.

توماس پرفومو، اقتصاددان شرکت کراکن، سیگنال را مخلوط توصیف کرد. به گفته پرفومو، رویکرد محتمل وارش احتمالاً تثبیت را نشان می‌دهد تا گسترش دوباره اعتبار و نقدینگی — موضوعی که با برخی معاملات حوزه رمزارز که بازگشت به شرایط پولی آزادتر را قیمت‌گذاری کرده بودند، در تعارض است.

خاطرنشان کردن اصول مکانیک سیاست پولی ارزش دارد: سیاست نرخ بهره با تغییر نرخ‌های تنزیل و هزینه نگهداری (cost of carry) ارزش‌گذاری دارایی‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نرخ‌های سیاستی پایین‌تر تنزیل جریان‌های نقدی آتی را کمتر می‌کند و هزینه‌های وام‌گیری را پایین می‌آورد که معمولاً از قیمت دارایی‌ها حمایت می‌کند. نرخ‌های بالاتر عمل معکوس انجام می‌دهند. موضع ترازنامه فدرال‌رزرو این اثرات را با تغییر میزان ذخایر در سیستم بانکی تقویت می‌کند.

اکنون بازارها چند اهرم را رصد خواهند کرد: نه تنها احتمال کاهش ۲۵ واحد پایه در مارس، بلکه سیگنال‌هایی درباره سرعت — یا حتی وجود — کاهش ترازنامه فدرال‌رزرو. این سیگنال‌ها رفتار جستجوی بازده (search-for-yield)، تمایل به ریسک و جذابیت نسبی دارایی‌های سفته‌بازانه را تعیین می‌کنند.

برای سرمایه‌گذاران، درس آشناست: شخصیت‌ها و چارچوب‌های سیاستی بانک مرکزی به‌اندازه پیش‌بینی نرخ‌های اعلامی اهمیت دارند. پیش از نشست کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) در مارس، انتظار می‌رود کشف قیمت‌ها و مباحثه‌ها ادامه یابد.

برای درک بهتر پیامدهای این نامزدی و تغییر در انتظارات بازار لازم است چند محور تحلیلی را به طور جزئی‌تر بررسی کنیم:

نخست، اهمیت داده‌های بازار آتی و انتظارات ضمنی: ابزارهایی مانند قراردادهای آتی نرخ و گزینه‌ها (options) در بازارهای نرخ بهره، بازتاب‌دهنده جمع‌بندی سرمایه‌گذاران از احتمال‌ها هستند. افزایش ناگهانی احتمال یک کاهش ۲۵ واحد پایه نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران در بازه زمانی کوتاه‌مدت بین پیام‌های سیاسی و داده‌های اقتصادی در حال بازتنظیم پوزیشن‌های خود هستند. این بازتنظیم می‌تواند موجب جابه‌جایی جریان سرمایه بین کلاس‌های دارایی شود، از جمله خروج یا ورود به بازارهای با ریسک بالاتر مثل رمزارزها، سهام فناوری و فلزات گران‌بها.

دوم، نقش ترازنامه: وقتی فدرال‌رزرو دارایی‌ها را می‌فروشد یا اجازه می‌دهد سررسیدها منقضی شوند بدون اینکه بازخرید صورت گیرد، دارایی‌های ذخیره‌ای سیستم بانکی کاهش می‌یابد. کمتر بودن ذخایر می‌تواند منجر به افزایش نرخ‌های بین‌بانکی و کاهش توانایی بانک‌ها برای خلق اعتبار شود. این رویکرد از منظر سیاست‌گذار به عنوان مهار فشارهای تورمی یا عادی‌سازی سیاست دیده می‌شود، اما از منظر بازار می‌تواند عامل محدودکننده رشد قیمت دارایی‌ها باشد.

سوم، پیامد برای بازارهای رمزنگاری: بازار رمزارز به‌ویژه نسبت به تغییرات نقدینگی حساس است؛ چرا که بخشی از رشد آن در سال‌های اخیر به شرایط پولی نرم و جستجوی بازده مربوط می‌شود. در شرایطی که ترازنامه کوچک شود یا نشانه‌هایی از سیاست سخت‌گیرانه‌تر مشاهده شود، سرمایه‌گذاران نهادی ممکن است از بخش‌هایی از این بازار کنار بکشند یا وزن تخصیص به رمزارزها را کاهش دهند. این سازوکار می‌تواند دامنه نوسان را افزایش دهد و فرصت‌های کوتاه‌مدت برای معامله‌گران پرریسک فراهم آورد، اما در عین حال ریسک اصلاح قیمت را بالا می‌برد.

چهارم، اثر بر فلزات گران‌بها: فلزات مانند طلا و نقره غالباً به‌عنوان پوششی در برابر تورم یا کاهش ارزش پول نقد در نظر گرفته می‌شوند، اما آن‌ها نیز از تغییرات نرخ بهره و نقدینگی تأثیر می‌پذیرند. افزایش احتمالِ کاهش نیافتن نرخ‌ها یا کوچک‌سازی ترازنامه می‌تواند به معاملات فروش برای فلزات منجر شود، زیرا هزینه فرصت نگهداریِ دارایی بدون بازدهِ اسمی افزایش می‌یابد.

پنجم، سناریوهای محتمل پیش از نشست مارس:

- سناریوی اول: بازار همچنان احتمال یک کاهش ۲۵ واحد پایه را حفظ می‌کند، اما فدرال‌رزرو پیام واضحی درباره ادامه کوچک‌سازی ترازنامه می‌دهد. در این حالت، بازارها ممکن است شاهد نوسان کوتاه‌مدت و بازتعادل پورتفوی‌ها باشند؛ کاهش جزئی در نرخ بهره می‌تواند موقتی باشد و تأثیر کامل آن توسط کاهش ترازنامه خنثی شود.

- سناریوی دوم: فدرال‌رزرو تصمیم به توقف یا کند کردن روند کوچک‌سازی ترازنامه می‌گیرد و در عین حال کاهش نرخ را محدود می‌کند. این ترکیب می‌تواند به تثبیت نسبی بازارها کمک کند، زیرا سیگنال‌هایی از ثبات در دسترسی به نقدینگی ارسال می‌شود.

- سناریوی سوم: فدرال‌رزرو هم کاهش نرخ را عملی و هم به تسهیل ترازنامه بازگردد. این وضعیت برای دارایی‌های ریسک‌پذیر حمایت‌کننده خواهد بود، اما براساس اظهارات اولیه و سوابق کوین وارش، چنین سناریویی در کوتاه‌مدت کمتر محتمل به نظر می‌رسد.

در نهایت، سرمایه‌گذاران باید به چند نکته عملی توجه کنند:

- تنوع‌بخشی استراتژیک: در برابر عدم‌قطعیت سیاست پولی، حفظ تنوع بین کلاس‌های دارایی و اندازه‌گیری دقیق ریسک نقدینگی اهمیت دارد.

- مدیریت افق زمانی: تصمیمات کوتاه‌مدت معاملاتی با فرضیه‌های متفاوت درباره زمان‌بندی سیاست همراه است؛ سرمایه‌گذاران بلندمدت باید از نوسانات کوتاه‌مدت اجتناب نکنند اما برای نوسان آماده باشند.

- رصد سیگنال‌های بانک مرکزی: بیانیه‌های رسمی، سخنرانی اعضای هیئت مدیره و داده‌های صورت‌جلسات FOMC منابع حیاتی برای درک جهت‌گیری سیاستی هستند. همان‌طور که واکنش‌های بازار نشان داد، انتظارات می‌توانند پیش از هر تصمیم رسمی تغییر کنند.

نامزدی رییس جدید فدرال‌رزرو یک یادآوری است که سیاست‌گذاری پولی ترکیبی از فرمول‌ها و انسان‌هاست؛ تفسیرها و ترجیحات افراد در رأس سیستم می‌تواند ساختار و انتقال سیاست را تغییر دهد. برای فعالان بازار و تحلیل‌گران اقتصادی، ترکیب تحلیل داده‌‌محور با درک سیاست‌گذاری و رفتاری سرمایه‌گذاران بهترین ابزار برای آماده‌سازی در برابر سناریوهای مختلف است.

منبع: cointelegraph

ارسال نظر

نظرات

امیر

تو کار بانکی دیدم همین حرکتا؛ وقتی ترازنامه جمع میشه رمزارزها سریع زیر فشار میرن. فرصت کوتاه برای نوسان، ریسک بالا

کوینپ

واقعا بازار اینقدر سریع واکنش نشون میده؟ یعنی با یک نامزدی همه چیز باید عوض بشه... من می‌گم هنوز زوده، خیلی ابهام هست

مطالب مرتبط