8 دقیقه
چه اتفاقی برای بیتکوین افتاد؟
بیتکوین (BTC) یکی از تندترین نزولیهای چند ماه اخیر را تجربه کرده است؛ بیش از ۴۰٪ افت طی یک ماه گذشته که قیمت را تا کف سالانه حدود ۵۹,۹۳۰ دلار پایین آورد. این ریزش، بیتکوین را بیش از ۵۰٪ پایینتر از اوج تاریخی اکتبر ۲۰۲۵ در حوالی ۱۲۶,۲۰۰ دلار قرار میدهد. معاملهگران، تحلیلگران و میزهای نهادی در تلاشاند تا محرکهای این افت ناگهانی را شناسایی کنند، زیرا نوسان دوباره به بازارهای کریپتو بازگشته است.
نکات کلیدی:
- چند نیروی بازار — اهرم صندوقهای تامینی هنگکنگ، هجینگ بانکها برای محصولات مرتبط با ETF و بازتخصیص سرمایه ماینرها — بهعنوان محرکهای فروش گسترده مطرح شدهاند.
- فعالیت ETF اسپات، موقعیتهای آپشن و هزینههای تامین مالی بهواسطه ین ژاپن نقش مرکزی در روایت دارند.
- اگر BTC زیر ۶۰,۰۰۰ دلار باقی بماند، درآمد ماینرها و اقتصاد تولید میتواند تحت فشار قابلتوجهی قرار گیرد.

نمودار روزانه قیمت BTC/USD.
فرضیه ۱ — شرطهای اهرمی صندوقهای تامینی هنگکنگ روی ETFها
یک توضیح پرمناقشه به صندوقهای تامینی مستقر در آسیا، بهویژه هنگکنگ اشاره میکند که شرطهای صعودی بزرگ و با اهرم بالا روی ادامه رشد بیتکوین بسته بودند. گزارشها نشان میدهد این صندوقها از آپشنهای مرتبط با ETFهای اسپات بیتکوین، مانند IBIT از بلکراک، برای تقویت بازده استفاده کردهاند. برای تأمین هزینه حقالزحمه این آپشنها آنها ین ارزان ژاپن را قرض میگرفتند و سپس عواید را به داراییهای پُربازدهتر، از جمله کریپتو، تبدیل میکردند.
وقتی بازار همکاری نکرد و BTC متوقف شد، معامله Carry معکوس شد. افزایش هزینههای وامگیری ین و تماسهای مارجین فشار حذف اهرم سریع را تحمیل کرد. وامدهندگان درخواست وثیقه اضافی کردند و صندوقها مجبور به نقد کردن موقعیتها شدند؛ این فرایند به صورت آبشاری باعث کاهش بیشتر قیمتها و تشدید فروش هیجانی در توکنهای همبسته شد.
از منظر مدیریت ریسک، استفاده از اهرم ارزانقیمت ارز خارجی (FX carry) برای خرید آپشنهای مرتبط با ETF اسپات یک ترکیب پرریسک است؛ چرا که همزمان بودن حرکتهای خلاف جهت قیمت دارایی پایه، افزایش نرخهای تامین مالی و محدودیتهای نقدینگی میتواند به سرعت ساختار پوزیشن را فرسوده کند. تحلیل جریانهای معاملاتی آپشن، حجم باز (open interest) و دادههای فرابورس برای ارزیابی میزان تاثیر چنین پوزیشنهایی بر بازار ضروری است.
فرضیه ۲ — بانکها و محصولات ساختاریافته مرتبط با ETF
چگونه نتهای ساختاریافته میتوانند بازارسازان را به فروشنده تبدیل کنند. روایت دوم که توسط مدیران سابق صرافیها و مفسران بازار مطرح شده بر بانکهایی تمرکز دارد که نتهای ساختاریافته (structured notes) را به مشتریان میفروشند و در مشخصات این محصولات به ETF اسپات بیتکوین ارجاع میدهند. این محصولات ممکن است شامل سدها (barriers)، مکانیزمهای حفاظت از اصل سرمایه یا سازوکارهای پرداختی باشند که بانکها را مجبور میکنند تا برای پوشش ریسک خود، با دارایی پایه یعنی BTC یا مشتقات آن، هج کنند.
وقتی آستانههای قیمتی کلیدی شکسته میشوند، بازارسازان باید دلتا-هج را بهصورت تهاجمی انجام دهند. این پدیده منجر به آنچه که به عنوان گامای منفی شناخته میشود میگردد: با افت BTC، پوششها فروش بیشتری میطلبند، که به نوبه خود قیمت را پایینتر میبرد و موجهای هج بعدی را فعال میکند. برخی تحلیلگران به یک نت ساختاریافته مشخص مرتبط با IBIT اشاره کردهاند که عبور از سطوح معین معاملهگران را وادار به کاهش ریسک از طریق فروش کرده است. این هجهای هدایتشده توسط بازارساز میتواند تامینکنندگان نقدینگی را به فروشندگان اجباری تبدیل کند و روند نزولی را تسریع نماید.
از منظر فنی، مکانیزمهای ساختاریافته معمولاً شامل محاسبات بازده وابسته به گزینهها و مشتقات هستند که حساسیت به تغییرات نوسان و قیمت را بالا میبرد. بنابراین بررسی پارامترهایی مانند دلتا، گاما، و وگا در سمت بازارسازان و همچنین جریانهای اوراق ساختاریافته میتواند نشاندهنده فشار احتمالی فروش در شرایطی باشد که بازار به سرعت به سمت نوسانات بالاتر و روند نزولی حرکت میکند.
فرضیه ۳ — ماینرها در حال انتقال سرمایه به مراکز داده AI
اقتصاد استخراج و تغییر جهت به هوش مصنوعی
عامل سوم و ساختاریتر ممکن است بازتوزیع سرمایه ماینرها از استخراج بیتکوین به فرصتهای نوظهور در مراکز داده هوش مصنوعی (AI data centers) باشد. چندین شرکت استخراج عمومی برنامههایی برای تنوعبخشی به ارائه خدمات گستردهتر مرکز داده گزارش کردهاند؛ تغییری که میتواند شامل فروش ذخایر بیتکوین برای تامین مالی تجهیزات و زیرساختهای جدید باشد.
ناظران بازار کاهش هشریت را در برخی مناطق ثبت کردهاند — برآوردها کاهشهایی در محدوده ۱۰–۴۰٪ برای شبکهها یا اپراتورهای خاص را نشان میدهد — و شاخصهایی مانند هش ریبون (Hash Ribbons) علامتهای استرس را نشان دادهاند: میانگین ۳۰ روزه هش که زیر میانگین ۶۰ روزه میلغزد، به طور تاریخی علامتی منفی برای سلامت ماینرها است و ممکن است نوید دهنده تقابل و فروش اضطراری باشد.

نمودار هش ریبون بیتکوین در مقابل قیمت.
دادههایی که توسط میزهای تحقیقاتی منتشر شده نشان میدهد هزینه متوسط برآوردی برق برای استخراج یک BTC حدود ۵۸,۱۶۰ دلار است و هزینه خالص تولید نزدیکتر به ۷۲,۷۰۰ دلار برآورد میشود. با توجه به این اقتصادها، قیمتهای پایدار زیر ۶۰,۰۰۰ دلار حاشیه سود ماینرها را به طور ملموسی فشرده خواهد کرد و ممکن است باعث فروش ذخایر شود اگر شرکتها برای پوشش عملیات یا سرمایهگذاری در پروژههای جدید مرکز داده به نقدینگی نیاز داشته باشند.
علاوه بر هزینه برق، عوامل دیگری از جمله دسترسی به تجهیزات ASIC، قراردادهای برق بلندمدت، کارآمدی خنکسازی و سودآوری استخراج در مناطق جغرافیایی مختلف بر تصمیم ماینرها برای نگهداری یا فروش بیتکوین تاثیر میگذارند. تغییر استراتژی به سوی ارائه خدمات مرکز داده AI نیز مستلزم سرمایهگذاری اولیه قابلتوجهی است که ماینرها را به سمت نقد کردن داراییهای دیجیتال خود سوق میدهد.

نمودار روزانه BTC/USD در مقایسه با هزینه تولید و برق.
این موضوع برای معاملهگران و سرمایهگذاران بلندمدت چه معنایی دارد
در کوتاهمدت، افزایش نوسان و فروش مبتنی بر فشار نقدینگی میتواند بیتکوین را به سطوحی سوق دهد که نقطه سربهسر ماینرها و آستانههای هج بازارسازان را آزمایش کند. سرمایهگذاران بلندمدت نیز محتاطتر به نظر میرسند: دادههای on-chain نشان میدهد کیفپولهایی که بین ۱۰ تا ۱۰,۰۰۰ BTC نگهداری میکنند، کوچکترین سهم خود از عرضه را در نه ماه گذشته در اختیار دارند که نشاندهنده کاهش جزئی در موقعیتگیری به جای انباشت جدید است.
از منظر تخصیص دارایی و مدیریت ریسک، شرکتکنندگان بازار باید جریانهای آپشن، حجمهای ETF اسپات، نرخهای فاندینگ و شاخصهای هشریت را به دقت زیرنظر داشته باشند. هر یک از این نماها میتواند نشان دهد که آیا فشار فروش عمدتاً ناشی از نیاز به نقدینگی است، بهطور ساختاری از مکانیکهای هجینگ نشأت میگیرد، یا ریشه در تغییرات بنیادی میان ماینرها و تخصیصهای نهادی دارد.
برای معاملهگران کوتاهمدت، مدیریت ریسک جایگاههای اهرمی و تعیین سطوح خروج روشن (stop-loss) براساس نقدشوندگی بازار و شرایط آپشنها ضروری است. برای سرمایهگذاران بلندمدت، توجه به تاریخچه انباشت و عرضه بلندمدت و نیز ارزیابی هزینه تولید و شاخصهای سلامت ماینینگ میتواند دیدی بهتر در مورد نقاط حمایتی احتمالی فراهم کند.
جمعبندی نهایی
به احتمال زیاد یک علت واحد وجود ندارد؛ این اصلاح به نظر میرسد نتیجه تجمع تنشهای همپوشان باشد: باز شدن پوزیشنهای اهرمی مرتبط با ETF، هجهای بازارسازان مرتبط با محصولات ساختاریافته و بازتراز مجدد ماینرها در میانه ابتکارات جدید مراکز داده. اگر BTC بهطور قاطع زیر ۶۰,۰۰۰ دلار سقوط کند، انتظار افزایش فشار ماینرها و احتمال فروش اجباری بیشتر را داشته باشید که میتواند روند نزولی کوتاهمدت را عمیقتر کند تا بازار تعادل جدیدی بیابد.
در نهایت، پیگیری دادههای درون زنجیرهای، جریانهای نقدی ETFها، وضعیت بازار آپشن و شاخصهای هشریت کمک میکند تا معاملهگران و سرمایهگذاران تصویر روشنی از منشأ فروش و مسیر احتمالی بازیابی قیمت به دست آورند. نگهداری چشمانداز مبتنی بر اصول اقتصاد استخراج، ساختار محصولات مالی و شرایط تامین مالی ارزهای خارجی (مانند وامهای ین) برای درک روندهای بلندمدت بازار رمزارزها حیاتی است.
منبع: cointelegraph
نظرات
لابکور
من قبلاً با یه ماینر کار کردم؛ وقتی قیمت نزدیک هزینه تولید میشه واقعا ترس بازار بالا میره. انتقال به دیتا سنتر AI منطقیه اما فروش انبوه هم خطرناکه، باید دیتا بیشتر دید
کوینپایل
واقعاً همهچی از اهرم صندوقهای هنگکنگ بود؟ ینی ین ژاپن تا این حد نقش داشت؟ کمی مشکوک بنظر میاد، ولی تحلیلها جالبن...
ارسال نظر