
امروز خبرهایی از احتمال تغییر قیمت و کاهش قیمت خوراک و تجدید ارزیابی و قوانین مرتبط با آن منتشر شده است که میتواند در ادامه روند بازار امروز و حتی هفته آینده تاثیرگذار باشد.
البته ذکر این نکته ضروری است که این تحولات بر بستر دو رویداد رخ داده که باعث شده شرایط حتی با وجود تکذیبها، دارای احتیاط باشد و کمتر بریزد؛ آن دو هم این است که بازار اصلاح سنگین و خانمان برانداز و جانسوزی را اخیرا داشته که قیمتها را به سطوح عجیب و بیسابقهای رسانده و فضای متفاوتی را رقم زده است؛ رویداد دوم گزارشهای میان دورهای و ماهانهای است که در کدال نشسته و نشان میدهد شرکتها از نظر بنیادی و سودسازی در مقایسه با قیمت در نقاط بسیار خوب و جالبی قرار دارند. البته دوباره بدبینیها به تصمیمات و خوراک بازی، کار بازار را سخت کرده است.
اگر شوکهایی به بازار وارد نشود، مارکت دچار فرسایش خواهد شد. تعیین تکلیف نرخ خوراک و احتمال اصلاح آن با وجود تمام این حرفها و همچنین شرایط خاص و ویژه قانونگذاری اخیر در مورد تجدید ارزیابی داراییها، دو اتفاقی است که در قالب شوک به بازار مطرح شده و میتواند فضای بازار را کمی زندهتر کند.
وقتی به صحبتهای پورابراهیمی گوش دادیم و پس از آن هم که دانشمندان دولت حرف زدند، یک نکته بیش از هر چیز در ذهن ما شکل گرفت و آن هم این است که حاکمیت و نماینده آن دولت به هیچ وجه و با هیچ دست فرمانی با ساختار بازار سرمایه آشنا نیستند. این موضوع از ابتدای دولت بارها و بارها بیان شده که مثلا حداقل کسانی در سازمان بورس و وزارت اقتصاد برنامه دقیق و مدونی را بنویسند و پیش روی دولت بگذارند که اگر این سلسله اتفاقات را انجام دهیم، میتوانیم این مزیتها و برداشتها را هم داشته باشیم و شاید برای چند صدمین بار تکرار میکنیم که این مسیری است که ما اختراع نکردهایم. چرخی است که مخترعین ایرانی به ذهنشان نرسیده بلکه این چرخ را سالها قبل، اقتصاد دنیا پیش برده و استفاده کرده و مزیتش را برده است؛ حالا شما فقط نظارهگر آن هستید!
بازار سرمایه اعتماد و آرامش میخواهد که قابل پیشبینی بودن، یکی از مهمترین اتفاقات آن است. مثلا فرمول نرخ گاز با هزار و یک ایرادی که در آن وجود داشت، یک فرمول بود؛ هر روز قابل پیشبینی و قابل محاسبه! عوارض، نرخها و... همه مشخص و مبنای علمی داشت. اینکه دولت بخواهد هر سال به واسطه کسری بودجه دست بیندازد و این فرمولها را تغییر دهد، خیلی زود و در چند سال آینده علاوه بر از بین بردن اعتماد مردم به بازار سرمایه و کاهش ثروت عامه مردم در قالب سهام عدالت و صندوقهای بازنشستگی، جریان سرمایهگذاری را نیز کور کرده که تبعات آن را سالهای بعد در کاهش عرضه و اختلال در بازار خواهیم دید.
طی این مدت دلار از ۵۳ هزار تومان به حوالی ۴۸ هزار تومان رسیده است. آنچه دلار را کم کرد، دو چیز بیشتر نبود؛ اول، افزایش عرضه دلار در بازار و سامانههای نیما و متشکل و غیره و دوم، کاهش ریسک سیاسی... اما قیمت اقلام و مواد غذایی طی همین مدت رو به صعود گذاشته بود. نمیدانیم چرا شیر و مرغ و تخم مرغ از دولت دستور نمیگیرند و سرجایشان بند نمیشوند!
اما همین تلنگر برای تمام کسانی که تفکرات کهنه و پوچی دارند کافیست که متوجه باشند اقتصاد علمی است که با دستور پیش نمیرود. عرضه و تقاضا دارد و قواعد خاص خود را میطلبد. وقتی با نرخگذاری دستوری میخواهید چیزی را مدیریت کنید، به کاهش انگیزه سرمایهگذاری منجر شده و اینطور فضا حتی با کاهش نرخ ارز ملتهب میشود. امروز زورتان به شرکتهای ریز و درشت رسیده و دستور میدهید، اما تبعات این دستور ماهها و سالهای بعد خود را نشان خواهد داد و گریبان اقتصاد و مردم را خواهد گرفت.